ظهر عاشورا

دوستان عزیز شما را دعا خواهم کرد و این تکلیف اسلامی و انسانی من است ! شما هم درظهر عاشورا که دلتان به کربلا پرخواهد زد یادتان باشه منم التماس دعا دارم!

التماس دعا!!!!!!

التماس دعا!


یاحق !

تسلیت باد ایام حسینی !

 خدایا ! به آبروی آبروداران عاشورا ما را از شیعیان واقعی علی و فرزندش قرار ده!

خدایا ! دستهایمان که به آسمان مقامت بلند می شود خالی برنگردان! آمین !

التماس دعا! [گل]

تسلیت!

با خبر شدیم والده ی محترمه دوست و همکار عزیزمان آقای علی پور ابراهیم به رحمت ایزدی پیوسته و فردا مراسم شام غریبان آن مرحوم برگزار خواهد شد

بدینوسیله مراتب تاثر و تاسف خود را ابراز و از خداوند منان برای آن مرحوم


 مغفرت و بر خاندان بزرگ پورابراهیم صبر مسئلت می نماییم !

داهی قوجالمیشام

داهی قوجالمیشام ، داهی تاوان یوخ          باری سن قلبیمی سئخما آ یولداش

منده دای صاباحا داهی گمان یوخ            قوروموش آغاجام ، یئخما آ یولداش

 

ائلیم بیرگؤورمیش زیروه لی داغدی         اونون زیروه سینده کپرمیش داشام

بو داغین دورت یانی چیمندی ، باغدی      قیما اوره یی قان بو داغدان آشام

 

 سنده منیم کیمی بو ائل اوغلوسان            سنی ائلیمیزه دایاغ ایستره م

گوروم کی ستارخان یا کوراوغلوسان        منده داغ بئلینده قوجا بیر نرم

 

هردن آق کاغاذی قره قلمله                     یازیب دولدورورام حسَیاتملا

باشقا هنریم یوخ بو بویوک ائله               حرمت بسله ییره م شعریاتیملا

 

ائلدن اوز دوندرماق مندن ایراخدی           ائلینه باغلیلیق مندن قیریلماز

ائلین سئومینده ایماندا یوخدی                  من ائلی سئویره م سئومه سم اولماز

 

 بیزه امک وئریب بو ائل ، بو وطن           فتنه قورانلارا اویما آ یولداش

«فائقم» سنی ده سئوه جیم من                   سئخما اوره ییمی ، قیما آیولداش

 

 

شعر از خودم - یکشنبه – 92/6/24 ساعت 19:20 تبریز

پ.ن 1 : نقد دوستان را در مورد این شعر بجان می خرم!

پ.ن2 : مشکلی که این روزا برام پیش اومده بود شکر خدا حل شد. از دوستانی که دعام کردن از همشون متشکرم!

دلنوشته:

 

یک بار از شوق عشق گریه ام گرفت!

تنها مادرم بود که همزمان با من گریست

من بی مادرم عاشق نخواهم شد!

 

 

 تقدیم به قلب مادرم!

کلاس های تخصصی ادبیات دوره های راهنمایی و دبیرستان :

 سرفصل های ادبیات دوره راهنمایی برای کلاس های تقویتی / جبرانی - پیشرفته  :

1- آرایه های ادبی      ۲- دستور زبان         ۳- قالب های شعری     ۴- معنا و مفهوم نکته های ادبی

5- آموزش گام بگام کتاب درسی       ۶- آموزش و رفع ضعف املایی  

 ۷- آموزش و رفع ضعف انشا و نگارش

8- آموزش نکات کلیدی بصورت فشرده  و آماده سازی برای آزمون ورودی مدارس نمونه دولتی و تیزهوشان        

 ۹- تست های آموزشی برای ورود به مدارس نمونه دولتی و تیزهوشان 

 

( ثبت نام کلاس های ترم تابستان شروع شد! دانش آموزان عزیز

 

 تا ۵ تیر ماه سال جاری برای ثبت نام طبق فرم زیر فرصت دارید.)             

سرفصل های ادبیات دوره دبیرستان برای کلاس های تقویتی / جبرانی - پیشرفته :

( کلاس های دوره دبیرستان بصورت خصوصی خواهد بود)

1- آرایه های ادبی     ۲- دستور زبان        ۳- قالب های شعری      ۴- زبانشناسی    ۵- نکات کلیدی

6-آموزش گام بگام کتب درسی

علاقه مندان در قسمت نظرات همین پست و یا به شماره ی 09383561516 طبق فرم زیر مشخصات خود را ارسال نمایند. در کوتاه ترین مدت با شما تماس گرفته خواهد شد. ( در صورت ارتباط با شماره همراه لطفا فقط پیام کوتاه بفرستید . )

نام و نام خانوادگی :              نام مدرسه :            نام پایه / کلاس :          شماره تماس :  

« توصیه ی سرگروه ادبیات مقطع راهنمایی استان آذربایجان شرقی و ناحیه 2 تبریز »

   به نام خدا  

اینجانب ضمن تبریک آغاز سال تحصیلی جدید و آرزوی موفقیت و پیروزی به تمامی همکاران در سنگر مقدس تعلیم و تربیت و جبهه ی نامرئی جنگ فرهنگی خود را کوچکتر از آن دیدم که بنا به فرموده برای همکاران و مدیران و دانش آموزان عزیز توصیه ای داشته باشم لذا بجای توصیه آرزوهایم را برای ایشان بیان می کنم :

برای دانش آموزان :

آرزو می کنم دانش آموزان عزیز لحظاتی را که در مدرسه می گذرانند قدر بدانند و بپذیرند که هیچ معلمی جز خیرخواهی برای شاگردانش نمی خواهد و بدانند که هیچ شخصیت بزرگ این مملکت و دنیا از اول شخصیت چندان متمایزی از بقیه همکلاسانش نداشته ، خیلی از آنها نابغه نبودند آنها فقط خود را باور داشتند و هدفهایشان بزرگ بود و به بزرگی رسیدند ! آرزو دارم شما هم هدف های بزرگی برا ی خود ترسیم کنید که قدرت بزرگی هم شما را همراهی خواهد کرد که شما را دوست دارد و آن خداست!

برای همکاران ادبیاتی خود :

عزیزانم ! قبل از همه چیز برایتان عشق آرزو می کنم ! چون بی عشق هنر معلمی و کار خطیر آموزش گلهای نوشکفته ی این مرز و بوم به نظرم ممکن نمی رسد !تا می توانید شور و نشاط و شادابی خود را حفظ نمایید و در تفهیم مطالب و نکات دستوری و خصوصا" آرایه های ادبی همت گمارید!

همگی قبول داریم که انجام هر کاری مستلزم خستگی در پایان کار است ولی اگر بعد از یک روز کاری در هنگام خروج از مدرسه احساس خستگی مفرط دارید پیشنهاد می کنم در روش تدریس خود تجدید نظر نمایید . معلم در کلاس باید نقش کنترل و هدایت و هماهنگی را بعهده بگیرد . اگر معلمی تمامی کار تدریس از ب  بسم الله تا نون پایان را خودش به تنهایی برعهده گیرد هم خود را خسته می کند و شاگردانش را از فعالیت و مشارکت و درک عملی باز می دارد و آنها را هم خسته خواهد کرد لذا بسیاری از کارها را بعهده دانش آموزان بگذارید و گروه بندی دانش آموزان کلاس در این امر نقش بسزایی دارد. همچنین سعی کنید در جلسات املا از تکرار روش های سنتی و یکنواخت که هم برای خود و هم برای دانش آموزان کسالت آور است ابتکارو خلاقیت داشته باشید. ودر زنگ انشا هم هر گونه فعالیتی که بتواند توان نویسندگی دانش آموزان را تقویت کند بهترین زنگ انشا خواهد بود .

برای مدیران محترم مدارس :

در اینجا آرزویم را بصورت یک درخواست بسیار دوستانه و صمیمی برای مدیران محترم که انصافا" خیلی از آنها نهایت همکاری را با اینجانب داشتند بیان می کنم و می خواهم تا حد امکان دروس ادبیات را بصورت غیر تخصصی به سایر تخصص ها واگذار نکنند زیرا که با اندک نظری به دروس مطروحه و چینش موارد و مطالب مربوط به املا و انشا و روش تدریس لازم به آن موارد شما را متقاعد خواهد کرد که دیگر زمان آن گذشته که از ادبیات برای پرکردن برنامه ی سایر تخصص ها استفاده کنید که در صورت نادیده گرفتن این امر مهم بچه های آینده ساز این مملکت متضرر خواهند شد و ما همگی در آینده ی این فرزندان و کشورمان مسئولیم و در صورت عدم در دسترس بودن دبیران ادبیات متخصص اگر بصورت غیر تخصصی واگذار کرده اید آن همکاران را ترغیب نمایید با همکاران متخصص ادبیات و سرگروه درسی مدرسه و ناحیه در ارتباط بوده و مشورت نمایند و در جلسات گروه درسی ناحیه حتما" شرکت کنند فکر می کنم بسیار قابل درک است که ادبیات پایه و اساس درک و تفهیم تمام دروس دیگر است اگر دانش آموزان در ادبیات ضعیف باشند اثر سوء آن در سایر دروس هم قابل لمس خواهد بود همانطوری که در تمامی مدارس شاهد عدم توانایی جمله سازی درست و ارائه معانی و مفاهیم مورد نظر دانش آموزان در سایر دروس هستیم که از مدیرا ن محترم انتظار اهمیت دهی ویژه دارم !

 

      سرگروه ادبیات مقطع راهنمایی استان آذربایجان شرقی و ناحیه 2 تبریز

              

 

 

ما که رفتیم !

هر شب لرزه ! هر روز لرزه ! ما که دیگه از امروز تبریزو ترک میکنیم! انشالله زلزله هم با رفتن ما تبریزو ترک کنه! انگار تایم داره دو شبه ساعت ۳۰/۱۰ زلزله میاد! باز امشبو تو پارک موندیم! ما که میریم ! سراز کجا درمیاریم خدا میداند! دورش مشهده نزدیکش شمال ! خدا نگهدار همه!

باز تبریز لرزید ! دق مرگ شدیم بخدا!

بار دیگر دیروز عصر زلزله ای به مقیاس ۳/۵ ریشتر تبریزو لرزوند که مرکزش باز ورزقان بود ! و باز هم امشبو تو پارک گذروندیم! خدا یا چرا تمومش نمیکنی؟ به مصلحتت شکر! یا یدفه بکشمون تمومش کن یا اینقده دق مرگمون نکن! خدایا تو خود بهتر میدونی چی خوبه چی بده! ولی راستیش بهمون خیلی بد میگذره! باز راضییم به رضای تو!

تسلیت برای  دوست و همکار عزیزم آقای افکاری!

امروز تو اینترنت عکس همکارم آقای افکاری را دیدم که داشت به جسدی نگاه میکرد! پرس و جو کردم پدرش بوده که بهمراه چندین اعضای فامیل تو زلزله جانشونو از دست داده اند! برای دوست و همکار عزیزم تسلیت عرض مینمایم خداوند رحمتشون کنه ! و براتون صبر بده! ضمنا مراسم ختم  گویا پس فردا در تبریز برگزار میشه ! شرکت همکاران باعث تسلی خاطر دوستمون خواهد شد!

یکی از مشکلات در زلزله و تشکر از مسئولین کشور!

باز هم هنگام زلزله تلفنا قطع بود! من نمیدونم چرا اینهمه مهندس و متخصص که ما به جمالشون مینازیم چرا بفکر راه حلی برای این مواقع نیستند !؟ مردم در این مواقع نیاز دارن از مرگ و زندگی عزیزانشون اطلاع پیدا کنن ولی نه موبایلا خط میداد نه تلفنای ثابت نه ایرانسل ! و نه اس ام اس میرفت!

ضمنا" از پیام و ابراز همدردی رهبر معظم و سایر مسئولین بلند پایه کشور تشکر میکنیم ! خیلیا ابراز همدردی کردن و به کمک مردم آسیب دیده شتافتند!

 از امداد و نجات استانهای آذربایجان غربی و اردبیل و تهران و زنجان و استانای شمالی کمال تشکر را داریم! همه مسئولین بلند پایه کشور پیام جداگانه منتشر کردند بجز دکتر احمدی نژاد! البته ایشون تیم دولت از جمله وزیر کشور و وزیر بهداشت و درمان و رئیس هلال احمر را به محل فرستاده بودن که تشکر میکنیم!

آفرین بر مردم تبریز!

همینطور که مجروحین را به بیمارستان میاوردن دیدم یه پیرمردی جلووه اورژانس نشسته و پاهاشو دراز کرده و به درختی تکیه داده و چند نفری دورش حلقه زده بودن ! تبریزیا بودن همش اصرار میکردن که ببرن خونشون ولی پیرمرد امتناع میکرد که منتظر خبرم ببینم از مصدومینم چی خبر میدن! پیرمرد میگفت از مزرعه میومدم از کنار مسجد رد میشدم که دیدم سرم گیج رفت به زمین خوردم هر چی تلاش کردم سرپا وایسم نتونستم چهار دست و پا خودمو از کنار دیوار مسجد کشیدم کنار که داشت آجرهاش میریخت به روستا که نگاه کردم دیدم یدفه روستا اینگار رفت زیر زمین و بیرون اومد! خودمو سریع رسوندم خونه دیدم خونه آوار شده و دختر کوچیکم زیر تراکتور که تو حیاط بود قایم شده بود تا منو دید صدا زد بیرونش آوردم و از اهالی خانواده پرسیدم گفت فقط میدونم که مامانم این قسمت زیر آوار موند نه بیلی نه کلنگی نه کمکی ! همه چی زیر آوار مونده بود با انگشتام بسختی آوارو کندم و موهای زنم پیدا شد تونستم فقط قسمت سرش رو آزاد کنم که نفس بکشه! حالا هم دوتا مصدومم تو اینجا بیمارستانه! منتظر خبر دکترا بود و لی مصدومین پشت سرهم میومدن و مردم تبریز تو حیاط بیمارستان تلاش میکردن به اونا جا بدن تا شبو به صبح برسونن ولی اونا هیچکدومشون از نگرانی قبول نمیکردن البته خود بیمارستا چادر و غذا و پتو برای حمایت از همراهان مجروحین آماده کرده بود ! و یکی گفت من دوتا شونو آوردم اینجا یکیش بستریه و همراهشو بردم خونه! و حالا اومده ام از اون مصدوم خبر بگیرم!

دکترا و پرستارای زیادی بهمراه خانواده خود بصورت داوطلب خودشونو به بیمارستان رسونده بودن تا اگر نیاز به کمک باشد به کمک مصدومین بشتابند!

بسیاری از مردم تبریز هزینه مهمانیای افطارشون رو به مردم آسیبدیده اهدا کردن!

مردم زیادی پتو و چادر و اقلام خوراکی اهدا میکردن!

 صفهای طولانی مردم برای خون دهی را مشاهده کردیم که متاسفانه مسئولین سازمان انتقال خون آمادگی چنین استقبال مردم را نداشتند و باعث اعتراض مردم شده بود!

خدا خیرتون بده!

زلزله در آذربایجان

چون رادیو تو ماشین اعلام کرد مردم تو خونه نشینن و تو محیط باز مستقر شن! برگشتیم خونه که مایحتاج اولیه رو برداریم بریم پارکا ! تو مسیر  هر جا رو نگاه کردم تمومه فضاهای سبز کنار خیابونا و پارکا پر شده بود یه جایی تو طرفای اتوبان پاسداران رو میشناختم .  برا افطار از غذاخوری غذا بهمراه سوپ گرفتم و همرا ه خانواده یکی از فامیلا رفتیم اونجا  که خیلی از مردم اونجا رو نمیشناختن  و جا بود ! موقع خواب بجهت اینکه فامیلمون تو بیمارستان عالی نسب شیفت شب بود و خانواده اش همراه ما بود زنگ زد بیایید تو حیاط بیمارستان و ما هم بخاطر اینکه بعدا" اگه اتفاقی افتاد نگه اگه میومدی اینجا اتفاقی نمیفتاد رفتیم اونجا چادر زدیم! جلووه اورژانس پر از مردم بود! در اونجا از یکی از مسئو لین پرس و جو کردم گفت در مرحله اول ۱۲۰ نفر از مجروحین شهرستان ورزقان را آوردن اینجا که ۳ نفرش همینجا درگذشت و این درحالی است که این بیمارستان تو طرح پذیرش مصدومین زلزله نبود و رادیو سه بیمارستان شهدا - امام رضا (ع)  و سینا را اعلام کرده بود که مردم مسیر این بیمارستانا رو باز بگذارند تا آمبولانسا بتونن زودتر مصدومین رو برسونن! وضعیت فجیعی بود ترس و اضطراب را میشد تو صورت همه مردم دید!

زلزله در تبریز!

دیروز حوالی ۵ بعد از ظهر درست زمانی که مردم در استراحت و خواب هستند تبریز لرزید ! راستش همه خونه بودیم و در این مواقع هست که آدم تازه متوجه میشه جایی امن در خانه برای جلوگیری از آسیب زلزله وجود نداره هر طرف خانه که نگاه میکنی یا پنجره و شیشه هست تا تابلویی یا لوستری آویزون هست که میتونه در این شرایط خطر آفرین باشه! بهر حال همگی وسط چارچوبو تو خونه برای پناه گرفتن انتخاب کردیم ! همه دست بدامن خدا شده بودیم صلوات و امن یجیبو می خوندیم ! همش منتظر بودم که تا این لحظه که سقف نریخته دیگه زلزله تموم بشه ولی اصلا خیال تموم شدن نداشت! و وقتی فرزندم گفت بابا چرا این زلزله تموم نمیشه در اون لحظه خیلی دلم سوخت آخه کاری از دستم برنمیومد! پدر که باشی میفهمی چی میگم! انگار خونه روی آب بود ویا انگار سوار کشتی بودیم روی دریا تکون میخوردیم ! لوسترای خونه دیدم از اینور سقف به اونور میخوره و برمیگرده! فقط تو اون لحظات به بچه هام فکر میکردم که چکار کنم برای اونا اتفاقی نیفته! اصلا بفکر مرگ خودم نبودم! شاید مرگو باور نداشتم! بالاخره لرزه تموم شد همگی ریخیم کوچه دیدم همه کوچه ان ! زود لباس و موبایلو و یه بسته نون برداشتیم سوار ماشین شدیم به مردم تو کوچه گفتم کنار این ساختمانای بلند خطرناکه این زلزله پس لرزه ممکنه داشته باشه! رفتیم خیابون یه ربع گذشته بود که دیدم باز انگار زیر ماشین خالی میشه! ماشین جلویی رو نگاه کردم دیدم انگار به یه دست انداز بزرگ افتاده! باز یه جای امن تو خیابون کنار از تیر برق و زیر گذر و پلها وایستادیم که تموم شد!

شب های قدر!!

بسم الله الرحمن ارحيم 
 انا انزلناه فى ليله القدر ، و ما ادريك ما ليله القدر،  ليله القدر خير من الف شهر ، تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر ، سلام هى حتى مطلع الفجر .

 

- الها به احترام عظمت شبهای قدر و به احترام مضروب و شهید شب های قدر به آقا امام زمان سلامتی بده و ظهورش را نزدیکتر کن!

- خدایا تمام حاجات مسلمانان را به دستان قدرتمند امیرالمومنین علی (ع) برآورده فرما!

- خدایا به احترام آقا امام زمان و ائمه معصومین(ع) از تقصیرات من بگذر و مشکلاتم را حل و حاجاتم را روا گردان و مرا به غیر خود محتاج نگردان!

                                             آمین یا رب العالمین!

ماه ضیافت الله

فرا رسیدن ماه مهمانی خدا بر تمام روزه داران مبارک! 

نماز و روزه هاتون قبول !             التماس دعا!!

دلم شکسته فاطمه (س) !!!!

امروز روز وفات فاطمه بود!

فاطمه!

زهرا!!!

 راستی اسمش چیه ؟؟

نمیدونم ! اصلا" اسمش هرچی میخاد باشه! اسم که مهم نیست!

 ولی مطمئنم دختر پیامبره !

 میگن بانوی عزیز دو عالمه !

- امروز شهرمون حال و هوای دیگه ای داشت !

 خیلیا عزادار بودند شاید بعضیاشون بخاطر احترامی که به زهرا و پیامبر داشتند و خیلیا بخاطر حاجتی که داشتند عزادار بودند !

میگم خدایا بحق پیامبر و دختر عزیزش هر کس هر حاجتی داشت حاجتشو اجابت کن !

من نمیدونم فاطمه کیه؟! ولی میدونم که هر کی باشه دختر پیامبره و همسر شیر خدا و برا همه عزیزه !

میگن فاطمه مظلوم بوده ! خانه شو آتیش زده ان خودشو لای در گذاشته ان و بر اثر فشار درب سینه اش و پهلوش شکسته ! نمیدونم فقط شنیده هامه ! ولی انصافا" خیلی بده که به دختر پیامبر اینهمه بی احترامی کنن ! دلشو بشکنن! خودمو جای اون میزارم میگم فرزند پیامبر باشی و اینهمه عزت و احترام پیش خدا و پیامبر و بندگان خدا داشته باشی و اینطور بهت بی احترامی کنن دل آدم خیلی میشکنه ! یجورایی آدم آتیش میگیره خفه میشه از شدت غصه !

 خدایا به احترام دل شکسته زهرا در اون لحظاتی که این بلاها رو سرش میاوردند! خیلیا امروز با دل شکسته دستشون رو بسوی درگاه تو برای دعا و طلب جاجت بلند کردند !

خدایا اول از همه روح بانوی عزیز دوعالم را از ما شیعیان راضی نگهدار!

خدایا به آقا امام زمان سلامتی بده و در ظهورش تعجیل فرما !

خدایا هر کس امروز هر حاجتی داشت بخاطر دل شکسته فاطمه جاجت روا کن !

خدایا منم بنده کوچیک توام ولی گنهکارم ! میشه گناهانم رو بخاطر امروز عفو بفرمایی؟؟ خدایا از گناهانم در گذر!‍

خدایا منم حاجاتی دارم در مورد آشنایانم و دوستانم و خانواده ام و خودم ! اول به همه سلامتی بده ! آبروشون رو نگهدار! عیبهاشون رو بپوشون ! و هر حاجتی دارن با دست توانای خودت برآورده فرما ! و حاجات خصوصی من که دو تا بیشتر نیست با اینکه تو به بیشترینهاش هم قادری ! ترا بحق فاطمه اونا رو روا کن!

خدایا خیلی صمیمانه باهات درد دل کردم !

دلم را نشکن ! نشکن !

یا فاطمه الزهرا (س) ادرکنی!!

وفات دخت مکرم نبی اکرم(ص) تسلیت باد!

صبر

گر صبر کنی به هیچ جا نمی رسی....

صبوری پیشه نکن!

« توصیه ی سرگروه ادبیات مقطع راهنمایی اداره آموزش و پرورش ناحیه 2 تبریز »

اینجانب ضمن تبریک آغاز سال تحصیلی جدید و آرزوی موفقیت و پیروزی به تمامی همکاران در سنگر مقدس تعلیم و تربیت و جبهه ی نامرئی جنگ فرهنگی خود را کوچکتر از آن دیدم که برای همکاران و مدیران و دانش آموزان عزیز توصیه ای داشته باشم لذا بجای توصیه آرزوهایم را برای ایشان بیان می کنم :

ادامه نوشته

عید فطر بر همگان مبارک!

 طاعات و عباداتتون قبول حق ،درلحظه های آخر ضیافت الهی..

مارا هم بی نصیب از دعاهای خیرتان نکنید

عید فطر بر همگان مبارک!

شبهای قدر:

خدایا بحق محمد  و آل محمد(ص) و بحق شب نزول قرآن عاقبت دنیا و آخرت همه ی ما را بخیر کن! آمین!

                       دوستان عزیز ! التماس دعا!! 

روزمعلم

معلم عزیزم ! ای کسی که تمام سختی ها دست به یکی کردن تا عشق ترا نسبت به من ازت بگیرن نتونستن ! ای کسی که در تعلیم و تربیتم مرا به بچه خودت ترجیح دادی تا برام بفهمونی که همه بچه ها عین بچه های خودت میمونن وباید همه نسبت به هم احساس مسئولیت کنیم ! من میدونم تو دل تو نسبت به بچه ها چی میگذره و چه عشق طوفانی بر پاست ! اینک به بهانه روز معلم دستاتو میبوسم وبهت قول میدم همیشه مثل تو باشم و هر وقت معلمی رو دیدم به احترامش از جا برخیزم ! حتی اگر منو نشناسد و این روز رو به تو معلم عزیزم و تمام معلمای دنیا تبریک میگم !

عیدتون مبارک!

عیدتون مبارک ! راستی بیایید عیدمون رو خودمون مبارکش کنیم با دوستی ، محبت ، صفا، یکرنگی و خیرخواهی ! قرارمون لحظه ی تحویل سال! یادمون باشد اخلاقمون رو مواظبش باشیم راستگو باشیم و همنوعان خود را دعا کنیم ! و در نهایت انسان باشیم ! یک انسان تمام عیار مثل طلای خالص ! قرارمون لحظه ی تحویل سال ! اونوقت که دستمون را برای دعا به آسمون بلند کردیم ! بسوی خدایمون ! خدا پشت و پناهتون !  

به گزارش خبرگزاری ها امشب ماه 14 درصد بزرگتر و 30درصد درخشانتر از 18سال پیش می شود :

خوبه ! باید به فال نیک بگیریم ! ماه بزرگتر و درخشانتر ! ماه این عروس آسمان شب ! شبمان روشنتر می شود! شنیده ایم که هر چیز زیبا را به ماه تشبیه می کنند ! پس شبمون زیباتر می شود ! خدا کند بشود ! شب غم انگیز است و شب بی ماه به خونه ی بی چراغ می ماند ! خدا هیچ خانه ای رو بی چراغ نکناد ! امشب باید به تماشای ماه بروم ماه زیبا تر خواهد شد ! ماهی که بالای سر تمومه ایرونیاست از دوست گرفته تا دشمن ! امشب به تماشاش میرومو عید رو به همه ی ایرونیا تبریک می گم و بهشون میگم همه تونو دوست دارم ! همه تون ماهین ! و همه ی دوستان و فک و فامیلامو بیاد میارم و بهشون میگم من به تک تکتون فکر کردم و هیچکدامتونو از قلم نینداختم و به یاد آوردمتون ! و نیکی و خوبیاتونو ! همه تون تو قلب من با احترام جا دارید ! حتی تو یکی که شک میکنی که تو رو هم دوست دارم یا نه !

اسم ها !

اسم ها !

اسم ها و رسم ها!

وای از دست این اسمها و رسمهای خودساخته مون ! چقدر اسمهای زیبا و خوب آفریدیم و خرابش کردیم که اکنون از تکرار دوباره ی آنها بیزاریم ! غافل از اینکه این اسمها زمانی واژه های دلخواه ما بود ! افسوس که زیبایی و قشنگی همه چی رو ازش گرفتیم و دنیایی سیاه و زشت برای خود ساختیم ! و همه ی آن را خودمون فقط خودمون به تنهایی ساختیم !! دیگر حتی از بیان اسم خودمون هم بدمون میاد ! چه دنیای بدی ساختیم ! آری شاید دنیا از اولش هم بد بوده ما الکی خوب پنداشته بودیم ! ولی خدای دنیامون اون رو بد نیافریده بود ما بدش کردیم ! بگذار بد باشد و بد بماند ! تا خوبی و قشنگی خدا و بندگان خوب خدا انگشت نما شود تا دوباره دست بدست هم بدیم تا اونا رو هم بدنامش کنیم ! و این باشد رسم همیشگی ما !!!!

فجر پیروزی

  فجر پیروزی مبارک باد!

یادمان می رود

فردای اربعین که شد یادمان می رود که محرمی بود و

 تاسوعایی وعاشورایی بود !

یادمان میرود کربلایی بود و خون و شهید و شمشیر ی بود !

یادمان می رود ابوالفضلی بود و امام حسینی !

یادمان میرود مصیبت های یک خواهر تنها با انبوه شهید و

 یتیمان ودرداسیری !

 یادمان می رود نشتن تیری در گلوی کودک شش ماهه

چه سوزی دارد !

یادمان میرود اسیری دختر بچه هایی در راه های طولانی

چه هوایی دارد !

یادمان می رود اسیری با مریضی و موندن در راه ها

یعنی چی !

 و اصلا یادمان می رود کربلا و عاشورا و شهادت برای

چی بود وبرای کی !

 و یادمان میرود چقدر دلمان به خدا نزدیک بود تا محرمی

 دیگر فرارسد و مازنده باشیم و دوباره یادمان بیفتد و

دوباره از یادمان برود !

یادمان باشد

یادمان باشد هنوز خانواده ای داغدار است !

یادمان باشد هنوز خانواده ای اسیر در راه است !

یادمان باشد هنوز خواهری دو برادرش را از دست داده است !

هنوز خواهری داغ برادرانش تازه است!

هنوز دود و آتش خیمه هایش جلوی چشاشه !

هنوز عمه ای داغ برادر زاده هاشو دارد!

هنوز عمه ای به دختر کوچولوی برادر شهیدش تسکین می دهد در عین از دست دادن چند عزیزش !

یادمان باشد مریضی آواره ی راه هاست !

و یادمان باشد کربلا برای ما و مال ماست ! و یادمان باشد........

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آرزویم

آرزوی من اینست ؛ خداوند هیچگاه شاهد لبخند

ابلیس بابت اشتباهات من نباشد !