گؤزون آیدین قارا توپراق!

 

یاریمی آلدین الیمدن

گؤزون آیدین قارا توپراق

سن اوتوبسان، اوتوزان من

گؤزون آیدین قارا توپراق

 

یاریما سن اوتاق اولدون

اونا بیر سرت یاتاق اولدون

سؤزلرینه قولاق اولدون

گؤزون آیدین قارا توپراق

 

نئجه قییدین گولو دردین

اونو اؤز کؤنلونه سردین

دئیه سن آزالدی دردین

گؤزون آیدین قارا توپراق

 

ییرمی بئش یای- قیش اؤتوشدو

نیسگیل ایله درد قاتیشدی

دؤزمه دی گول یئره دوشدو

گؤزون آیدین قارا توپراق

 

ائلیمین نازلیسی سنده

دونیانین دردلری منده

ناز یاتیبدیر آغ کفنده

گؤزون آیدین قارا توپراق!

http://azersonay.blogfa.com/

برای سوزاندن یکدیگر

این شهر نیست که در آن زندگی می کنیم. جهنمی ست حقیقی؛ و من و تو بخشی از آن هیزمی که برای سوزاندن یکدیگر مامور شده ایم!

کبریت بینداز غریبه!

پاسخ

امام علی :

             چه بسا کلامی که پاسخش سکوت است .

امید

شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد.ناگهان خداوند فرمود :

 "او را به بهشت ببرید " فرشتگان پرسیدند: چرا ؟ پروردگار فرمود :" اوچند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت "                                                                                                      

عشق

امیری به شاهزاده گفت : من عاشق توام. شاهزاده گفت : زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده . امیر بر گشت و دید هیچ کس نیست . شاهزاده گفت : عاشق نیستی!!!!!!  عاشق به غیر نظرنمیکند .                                                                                                                                   

زیبایی

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد. و یاد حرف پدرش افتاد : اگر تا پایان ماه هر روز بتوانی تمام چسب زخم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز را برایت می خرم

دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت : یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت صد نفر زخم بشود تا.... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت : نه.........خدا نکند ..... اصلا کفش نمی  خواهم.                                                                                   

رسول ترک

 

 رسول ترک جاهل سرشناس محله های اطراف بازار تهران بود. برای خودش برو بیایی

داشت.یازده ماه سال خلافکار بود. تنها یک ماه از سال را آرام و سربه زیر می شد. اول

محرم دهانش را زیر شیر آب می کشید تا دیگر نجس نباشد.دور رفقا و نوچه هایش را

هم خط می کشید.آنها در آن یک ماه جرئت نمی کردند دور و بر او آفتابی شوند.

رسول هر سال محرم به هیئتی می رفت که نزدیک بازار تهران بود.آن شب هم مثل

شبهای پیش وارد هیئت شد.اما احساس کرد جمع عزاداران با سردی او را نگاه می کنند.

سنگینی نگاه ها بدجوری آزارش می داد.چند نفر که کاسه ی صبرشان لبریز شده بود

دور مسئول هیئت جمع شدند.

_حاجی او را بیرون کن

_این جا جای آدمهای فاسق و لاابالی نیست

_مجلس را از گرمی و شور انداخته

مسئول هیئت آهسته گفت:

_من رویم نمی شود او را بیرون کنم

در این وقت جوانی از بین جمع گفت:

_اگر اجازه دهید من به او می گویم برود.پای دعوا و کتک کاری هم ایستاده ام.

مسئول هیئت سکوت کرد. سکوت علامت رضا بود.جوان با قدم های محکم به سمت

رسول ترک رفت...

ادامه نوشته

اعمال روز اربعین:

در این روز زیارت امام حسین (ع‌) مستحب است و این زیارت‌، همانا خواندن زیارت اربعین است که از امام عسکری (ع‌) روایت ‌شده که فرمود: علامات مؤمن پنج تاست‌: خواندن 51 رکعت نماز در شبانه‌روز ـ نمازهای واجب و نافله و نماز و شب ـ به دست کردن انگشتری دردست راست‌، برآمدن پیشانی از سجده‌، و بلند خواندن بسم الله الرحمن ‌الرحیم در نماز.

شیخ طوسی سپس متن زیارت اربعین را با سند به نقل از حضرت صادق علیه ‌السلام آورده است‌: السلام علی ولی الله و حبیبه‌، السلام علی خلیل الله و نجیبه‌، السلام علی صفی الله و ابن صفیه‌...این مطلبی است که شیخ طوسی‌، عالم فرهیخته و معتبر و معقول شیعه در قرن ‌پنجم درباره اربعین آورده است‌. طبعا بر اساس اعتباری که این روز میان ‌شیعیان داشته است‌، از همان آغاز که تاریخش معلوم نیست‌، شیعیان به حرمت ‌آن‌، زیارت اربعین می‌خوانده‌اند و اگر می ‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام ‌حسین (ع‌) گرد آمده و آن امام را زیارت می‌کردند.
این سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست ‌و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند.

پدرم پیر شده!!!

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی ... پیر شده وقتی داره صورتشو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی .... پیر شده وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچی نمیگه.... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو بود دلت....میخواد.....بمیری

حسین پناهی

مزار حسین پناهی

 

میلاد مبارک!

یا امام حسین (ع) ادرکنی!!

پست ثابت: 
alt

منطقِ پدر و مادر

منطقِ پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه
“این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمی تونی‌ باز کنی

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

کارگاه آموزشی ادبیات فارسی :

سلام ! به استحضار همکاران محترم میرسد که کارگاه آموزشی دبیران ادبیات فارسی مقطع راهنمایی ناحیه ۲ ، روز سه شنبه مورخه ۱۳/۱۰/۹۰ساعت ۲:۳۰ در دبیرخانه ادبیات فارسی ( مدرسه سلمان فارسی واقع در کوچه باغ ) برگزار خواهد شد! شرکت کلیه دبیران محترم بنا به دستور مسئولین الزامی است !

                                           با احترام :

                                        سرگروه ادبیات ناحیه ۲

من خودم هستم

من نه عاشق هستم ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

        من خودم هستم ویک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد !

یک قانون!!!!

*وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!

*اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن!

*موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی 2-2 تموم شده!

*هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب!
*وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی.

*هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن.

*تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه.

*موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.

*سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه، نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!

*اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده! اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذف کنه، شونصد نفر یادت می افتن و بابای گوشیت رو در میارن از بس مسیج میدن که فلانی، استاد گفت حذفی!
*برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه های زیاد.

*اگه یه ماشین صفر بخری، هرچقدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی، بازم خط روش می افته، ولی ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان کرج، شب بیا سالم برش دار.

*یه وقت هایی که خیلی عجله داری اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای می بینی 2تاش پنچره!

*دقیقا همون روزی که 5 دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن!

*دقیقا وقتی جفت دستات تا آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره!

*اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، 10 روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. 355 روز بعدش هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه.

*اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.