یک لحظه به دوران خوب مدرسه

دیروز میگفتم : مشقهایم را خط نزن ... گوشم را مکش مهررا در دلم جاری بکن ... جریمه مکن ... امتحان سخت مگیر!

اما کنون .. گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر

 مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان  . . . 

راههای موفقیت:

انسان ها شکست نمیخورند بلکه تنها تلاش کردن شان را متوقف می سازند(ارنست همینگوی)

انتخاب با توست ، میتونی بگوئی : صبح به خیر خدا جان ! یا بگوئی : خدا به خیر کنه  صبح شده . . ( وین دایر)

 موفقیت از راه خوش شانسی بدست نمی یاد بلكه از راه تصمیم گیری های هوشمندانه است كه حاصل می شه( پيتر دراكر)
اینهمه نگرانی چرا ؟؟ یه نگاه به دورو برت بنداز دستو بده به خدا ... آرامشتو حفظ کن... چی می خوای بهش بگو... اون همین الان منتظرته. (استاد آريافر)

رؤياهاي بزرگ در سر بپرورانيد ، فقط رؤياهاي بزرگ ميتوانند روح انسان ها

ادامه نوشته

گلبرگ سخن:

 

برادری به تعداد نیست ، به وفاداری است یوسف یازده برادر داشت وحسین (ع ) ، تنها عباس (ع) را...

 

مرداب به رود گفت:چه كردى كه زلالى؟رود جواب داد: { گذشتم }

 

هیچ کس برای شکست خوردن نقشه نمی کشد. بلکه این نقشه است که اگر اشتباه کشیده شود به شکست می انجامد.

 

اگر غرور نبود چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان جستجو نمی کردیم!

 

معذرت خواهی همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی و حق با یکی دیگه است! گاهی یعنی اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش داره

راه جذب دیگران

راه جذب دیگران دوست داشتن خویشتن است. افراد جذاب به قضاوت در مورد خود و دیگران نمی اندیشند. آنها نشانه های عشق را در میابند. در مورد عشق می اندیشند و با هر عملشان عشقشان را بیان میکنند. دیپاک چوپرا

این یک واقعیت است که ما میخواهیم مردم دوستمان داشته باشند و وقتی میگوییم اهمیتی ندارد که مردم در موردمان چه فکر میکنند حقیقت را نگفته ایم.

همه ما آرزو داریم که دوستمان بدارند، به ما احترام بگذارند و به دید مثبت در ما بنگرند . تعاملات انسانی ما برای ایجاد احساس خوب بودن، عزت نفس و شادی حیاتی هستند.

هر یک از ما که تلاش کرده در نظر همه جذاب و دوست داشتنی باشد سرانجام به این نتیجه رسیده که این تلاشی خسته کننده و بیهوده است.

غیر ممکن است که دیگران را مجبور به دوست داشتنتان کنید زیرا حتی اگر موفق هم بشوید سرانجام در این روند خودتان را گم میکنید.

وقتی شما سعی میکنید آنچه باشید که دیگران میخواهند و یا برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران نقش بازی کنید معمولا کسانی که آرزو میکنید جذب شما شوند از شما دور میشوند زیرا نسبت به شما احساس بیگانگی میکنند.

راه جذب دیگران در این است که کاری انجام دهیم که واقعا سخت باشد و این نیازمند این است که در درجه اول خود را دوست داشته باشیم و به خود احترام بگذاریم.

تنها زمانی که ما خودمان را دوست داشتنی میدانیم و وجود، نیازها، عقاید، ارزش ها و ویژگی های شخصی واقعی خود را میپذیریم، به فرمول جذابیت دست یافته ایم.

اگرچه همه جذب صداقت شما نمیشوند اما آنهایی که به طرف شما جذب میشوند معمولا دارای هوش هیجانی بالا وافرادی رشد یافته و بالغ هستند که قدر روابط بی پیرایه و حقیقی را میدانند.

دوست داشتن خویشتن، اعتماد به نفس و صداقت کلیدهای اصلی جذابیت هستند. برای افزایش جذابیت و تبدیل وضعیت از"تلاش برای جذب افراد" به جذب خودکارافراد یک سری تغییرات و تدابیر ویژه وجود دارد که میتوانید اتخاذ کنید.

شما میتوانید از این 36 روش زیر برای جذابیت بیشتر خود استفاده کنید.

1. روش زندگی خودتان را داشته باشید. خود واقعی تان، فلسفه، ارزش ها و علائق تان را

ادامه نوشته

اعطای مدرک علمی به دوره های ضمن خدمت کارمندان:

فروزنده گفت: کارمندانی که آموزش ضمن خدمت را گذرانده و نمره ارزشیابی آنها بالا باشد، در ساز وکاری که وزارت علوم تعریف می کند در یک آزمون شرکت کرده و آموزش های آنها نیز مورد ارزیابی قرار می گیرد.

معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور گفت: با توافق وزارت علوم و این معاونت، کارمندان دولت با شرکت در آزمون هایی و گذراندن آموزش های ضمن خدمت مدرک علمی دریافت می کنند.

لطف الله فروزنده دهکردی در گفت وگوی اختصاصی با پایگاه اطلاع رسانی دولت درباره توافق معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور با وزارت علوم درباره اعطای مدرک علمی به کسانی که آموزش های ضمن خدمت می گذرانند، اظهار داشت: کارمندانی که آموزش ضمن خدمت را گذرانده و نمره ارزشیابی آنها بالا باشد، در ساز وکاری که وزارت علوم تعریف می کند در یک آزمون شرکت کرده و آموزش های آنها نیز مورد ارزیابی قرار می گیرد.

وی تصریح کرد: همچنین تجربه اداری آنها نیز در قالب یک پروژه علمی تنظیم شده و مورد ارزیابی قرار می گیرد.

فروزنده در ادامه اظهار داشت: اگر آموزش های ضمن خدمت کارمندان کاربردی، طبق نیاز نظام اداری و در جهت مهارت، دانش و بینش باشد، وزارت علوم با امتحان علمی، مدرک دانشگاهی اعطا می کند.

معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور، افزود: مدرک این دسته از کارکنان دولت علاوه بر این که مدرک استخدامی است، مدرک علمی نیز محسوب خواهد شد و این باعث می شود تا آموزش های ضمن خدمت هویت واقعی خود را پیدا کند و همچنین لازم نباشد که کارمند برای کسب درجات علمی دانشگاهی وارد دانشگاه شود. از این مسیر هم می تواند مدرک علمی دریافت کند.

وی خاطر نشان کرد: خوشبختانه این موافقتنامه با وزارت علوم انجام شده و قرار بر این است که از طریق دانشگاه پیام نور این موضوع انجام شود.

http://andishgah1.blogfa.com/

روشهای کنار آمدن با افراد حسود

 

 

 وقتی به یک درجه بالا از موفقیت و خوشبختی می‌رسید، متوجه می‌شوید که خیلی از کسانی که قبلاً دوست، همکار یا شریکتان بودند، الان به دیوهای حسادت در اطرافتان تبدیل شده‌اند.

 ازآنجا که حسادت یک اتفاق میان فردی متداول است، کنار آمدن با افراد حسود یکی از مهمترین‌ مهارت‌هایی است که باید یاد بگیرید. اولین چیزی که باید با آن آشنا شوید تکنیک نیست بلکه فلسفه بنیادی کنار آمدن با اینگونه افراد است که در این مقاله به آن می‌پردازیم.

 بررسی واقعیت

 قبل از اینکه درمورد افراد حسود فکر کنید به این سوال پاسخ دهید: آیا این افراد واقعاً به شما حسادت می‌کنند؟ یکی از چیزهایی که در ما با آن برخورد کرده‌ایم این است که در بسیاری از موارد، حسادت یک تشخیص اشتباه است.

 جریان واقعی این است که فرد تصور بهتری از مهارت‌ها یا موفقیت خود دارد به همین دلیل دچار غرور می‌شود و انتظار برخورد خاص از دیگران دارد. وقتی این برخورد خاص صورت نمی‌گیرد، فرد به اشتباه تصور می‌کند که دیگران به او حسادت می‌کنند.

 یک نمونه برایتان ذکر می‌کنیم: یک فرد در قسمت کارگزینی باور دارد بهترین فرد متخصص این قسمت  است و باید مهمترین پروژه‌های کارگزینی را به او بدهند اما مدیر به درستی باور دارد که این فرد بهترین نیست و به همین دلیل پروژه‌های معمولی به او می‌دهد. به این ترتیب، او تصور می‌کند که مدیر به او حسادت می‌کند.

 به همین دلیل خوب است چشمانتان را باز کنید و ببینید واقعاً چه اتفاقی می‌افتد و بعد تصمیم بگیرید که آیا آن فرد واقعاً به شما حسادت می‌کند و یا این فقط یک سوءتعبیر از جانب شماست.

 قرار دادن فرد حسود در یکی از دو جعبه

اگر نتیجه گرفتید که با یک مورد حسادت واقعی سروکار دارید، دومین کاری که توصیه می‌کنیم این است که به قدرت واقعی آنها برای گذاشتن تاثیر منفی بر شما فکر کنید. بر این اساس، این افراد را در یکی از این دو جعبه قرار دهید:

 1. جعبه بی‌آزارها. اینها افرادی هستند که به جز کمی مسخره کردن شما و دوست نداشتنتان قدرت کافی برای آسیب رساندن به شما را ندارند.

 2. جعبه تهدیدهای احتمالی. اینها افرادی هستند که قدرت لازم را دارند که به یک جنبه از زندگی شما صدمه بزنند مثل یکی از همکارانتان که به شدت مورد اعتماد کلیه مدیران سطح بالااست.

 نادیده بگیرید

 افرادیکه در جعبه اول قرار گرفته‌اند کسانی هستند که باید نادیده‌شان بگیرید. مسخره‌کردن‌ها و نظرات حسودانه را از یک گوش گرفته و از گوش دیگر بیرون کنید. آنها هیچ آسیب جدی به شما نمی‌توانند بزنند و اگر ببینند حرف‌هایشان تاثیری روی شما ندارد، مطمئناً عقب می‌کشند و در خفا به متنفر بودن از شما ادامه می‌دهند.

با دفاع کردن از خودتان در حضور آنها یا اینکه خودتان هم خشمگین شوید، بیشتر از آنچه لیاقتشان است به آنها اهمیت می‌دهید. خیلی از آنها واقعاً امیدوارند چنین چیزی اتفاق بیفتد و بتوانند شما را عصبانی کنند.

وارد عمل شوید

کسانیکه در جعبه دوم قرار گرفته‌اند داستان متفاوتی دارند. ازآنجا که این افراد می‌توانند به زندگی و کار شما ضربه بزنند باید به محض مشاهده نظرات و رفتارهای حسودانه آنها، کاری بکنید.

اولین رویکردی که توصیه می‌کنیم حرف زدن به آنهاست. نظراتتان را صادقانه به آنها مطرح کنید و نظر آنها را هم بخواهید. اگر مهارت ارتباطی شما به اندازه کافی خوب باشد، موثر خواهد بود و خواهید توانست او را قانع کنید.

اگر این رویکرد موثر نبود، زمان آن رسیده که یکی از محبوب‌ترین مهارت‌های اجتماعیتان را وارد عمل کنید: قطع قدرت این فرد بر خودتان. این یعنی باید محیطتان و دینامیک‌های ارتباطیتان را تغییر دهید تا آن فرد حسود دیگری سلطه‌ای بر شما نداشته باشد.

فردی را می‌شناختم که یک مدیر بسیار حسود داشت و با دوست شدن با مدیر آن مدیر حسود و به دست آوردن اعتماد او، توانست بر آن فرد حسود غلبه کند. فرد دیگری که می‌شناختم از آن کار بیرون آمد و کار دیگری برای خود پیدا کرد. همیشه جایگزین‌هایی وجود دارد. فقط باید وارد عمل شوید.

افراد حسود می‌توانند واقعاً آزاردهنده باشند اما نباید این اجازه را به آنها بدهید. اگر بدانید چطور هوشمندانه با آنها برخورد کنید و اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های اجتماعی لازم برای این کار را داشته باشید، می‌توانید خیلی راحت آنها را از سر راه پیشرفت خود بردارید.

 توجه: نظرات ارائه شده توسط کاربران صرفاً دیدگاه شخصی آنها می باشد

 منبع :  www.mardoman.net

بازهم ارسالی دوست عزیزم!

تو ای جان ودل من ،هستی من
تو ای در شام غمها ، مستی من

تو ای بنشسته با خون در وجودم
تو ای امید و عشق و تار و پـــودم

تو در چشم منی ، هر جا که هستم
تو را هر جا که هستی ، می پرستم

شرابی ، شعر نابی ، هر چه هستی
مرا از هـر چه غــیر از خود گســستی

دل درد آشنا را در تو دیدم
تو میدانی خدا را در تودیدم

نمی دانم که بی تو کیستم من
اگر روزی نباشی نیستم من

دراین سینه دلی دیوانه دارم
چه گویم دشمنی در خانه دارم

مبادا لب نهاد بر جام دیگر
نشیند بر لبانش نام دیگر

من از این گفته ها می لرزم و باز
باو گویم که : ای با سینه دمساز

بجز من آرزویی در دلش نیست
بجز نقش محبت در گل اش نیست

بدلها گر وفا همچون سرابست
دل او در محبت یک کتابست

نگاهش با نگاهی آشنا نیست
به محراب دلش غیر از صفا نیست

ولی با این دل غافل چه سازم ؟
نمی گردد اگر عاقل چه سازم ؟

حسد با خون بود نقش وجودش
همین است ار بسوزی تار و پودش

اگر آسوده هم ماند که دل نیست
دل است این نازنینم سنگ و گل نیست

هدیه ای از یه دوست عزیز!

ساحل چشم من از شوق به دریا زده است
چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است

جمعه را سرمه کشیدیم ،مگر برگردی
با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی

زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد

از دل تنگ من ،آیا خبری هم داری؟
آشنا،پشت سرت مختصری هم داری؟

منتی بر سر ما هم بگذاری ، بد نیست
آه ،کم چشم به راهم بگذاری ،بد نیست

نکند منتظر مردن مایی ،آقا؟
منتظرهات بمیرند،میایی آقا؟

به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست
غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست

دارد از جاده صدای جرسی می آید
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست
یوسف گم شده، ای اهل حرم! آمدنی ست

التماس دعا!!!!

http://rahmat14.blogfa.com/

به سلامتی اونایی که

سلامتیه پسری که پولهای مچاله شده شو آروم گذاشت جلوی فروشنده و گفت :
برا روز پدر یه کمر بند میخوام.
فروشنده گفت چه جنسی میخوای؟
پسر مکثی کرد و گفت:
فرقی نمیکنه.فقط دردش کم باشه ..........




سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
.
.
.
سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه . . .
.
.
.
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست . . .
.
.
.
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات
به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .
.
.
.
سلامتی اونایی که
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .
.
.
.
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوا داره به عشق زن بچه اش
کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره . . .
.
.
.
به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند
و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن . . .
.
.
.
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .
.
.
.
سلامتی مادر
که وقتی غذا سر سفره کم بیاد
اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . . .
.
.
.
به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!
.
.
.
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . . .
.
.
.
به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره
به راننده گفت :پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن….!
.
.
.
به سلامتی بیل!
که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه . . .
.
.
.
به سلامتی سیم خاردار!
که پشت و رو نداره
.
.
.
به سلامتی اونی که بی کسه، ولی ناکس نیست . .
.
.
.
به سلامتی حلقه های زنجیر
که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن . . .
.
.
.
به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوس دارن . . .
.
.
.
بسلامتی اون دختری که حاضر زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه . . .
.
.
.
به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیق منه
وقتی باختم گفت :
من رفیقتم . . .
.
.
.
به سلامتی کسی که بهش زنگ میزی…..خوابه
ولی واسه این که دلت رو نشکنه
میگه:خوب شد زنگ زدی….باید بیدار میشدم . . .
.
.
.
به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری . . .
.
.
.
.
به سلامتی همه اوونایی که
دلشون از یکی دیگه گرفته
ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن
میگن بخاطره غروب پاییزه . . .
.
.
.
بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا “تومن”
چون هم تو هستی توش، هم من . . .
.
.
.
به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون
هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه . . .
.
.
.
سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !
آخرشم دق میدن مارو !
.
.
.
سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!
.
.
.
سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن
که شبیه باباهاشون بشن
نه مثل جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !
.
.
.
به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کنن !.......به سلامتی کسیکه تو خیالمونه ولی بیخیالمونه...

.

.
.

به سلامتی دوست خوبی که

مثل خط سفید وسط جاده است,

تکه تکه میشه

ولی بازم پا به پات میاد
.

.

.
به سلامتی باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده
و در آخر به سلامتیه دوست نازنینی که گفت:
قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار

http://www.dl2.mobfa.org/spring90/dl/sms-tabrik-rooz-madar.jpg

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل

صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر

را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .

همین درد

من نمی دانم
و همین درد مرا سخت می آزارد
که چرا انسان،
این دانا، این پیغمبر
در تکاپوهایش،
چیزی از معجزه آن سو تر
ره نبردست به اعجاز محبت،
چه دلیلی دارد؟
چه دلیلی دارد، که هنوز
مهربانی را نشناخته است؟
و نمی داند در یک لبخند
چه شگفتی هایی پنهان است!
من بر آنم که در این دنیا
خوب بودن به خدا، سهل ترین کار است
و نمی دانم،
که چرا انسان، تا این حد،
با خوبی بیگانه ست
و همین درد مرا سخت می آزارد.

پدرومادرم

سلام خدای عزیز


ازکودکی تا کنون پدرومادرم مهر تورا دردلم شکوفا کرده اند


خدایا برای داشتن پدرومادرم توراسپاس میگویم


بگویند مهدی(عج) غریب بود

 

وقتی که میگویند علی(ع) غریب بود
لعنت میکنیم مردمان آن زمان را
وقتی که میگویند حسین(ع) غریب بود
لعنت میکنیم مردمان آن زمان را
وای بروزی که بگویند مهدی(عج) غریب بود
لعنتمان میکنند مردمان آن زمان

هدیه دوست عزیزم جناب آقای اسماعیل زاده:

ای تو امان هر بلا ما همه در امان تو
جان همه خوش است در سایه لطف جان تو

شاه همه جهان تویی اصل همه کسان تویی
چونک تو هستی آن ما نیست غم از کسان تو

ابر غم تو ای قمر آمد دوش بر جگر
گفت مرا ز بام و در صد سقط از زبان تو

جست دلم ز قال او رفت بر خیال او
شاید ای نبات خو این همه در زمان تو

جان مرا در این جهان آتش توست در دهان
از هوس وصال تو وز طلب جهان تو

نیست مرا ز جسم و جان در ره عشق تو نشان
ز آنک نغول می‌روم در طلب نشان تو

بنده بدید جوهرت لنگ شده‌ست بر درت
مانده‌ام ای جواهری بر طرف دکان تو

شاد شود دل و جگر چون بگشایی آن کمر
بازگشا تو خوش قبا آن کمر از میان تو

تا نظری به جان کنی جان مرا چو کان کنی
در تبریز شمس دین نقد رسم به کان تو

نماز شب

علامه طباطبایی می فرمود : چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم گاهی به محضر  آیت الله قاضی شرفیاب می شدم.روزی در مدرسه ای ایستاده بودم مرحوم قاضی از آنجا عبور می کردند.چون به من رسیدند دست خود را روی شانه ی من گذاردند وگفتند : ای فرزندم! دنیا می خواهی نماز شب بخوان آخرت می خواهی نماز شب بخوان.

مهرتابان ص16

http://rahmat14.blogfa.com/

امتحان كنيد!

مي گويند خدا صداي آدمي را كه مشغول دعا خواندن براي همسايه اش است زودتر از صداي كسي كه براي خودش آرزو مي كند، مي شنود. چقدر زيباست صبحي را با دعاي سلامت و سعادت براي هم نوعان مان شروع كنيم. تا صبح راهي نمانده. امتحان كنيد!

عزت نفس!

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد.
یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: اِبرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش
همینجور که داشت کار...
شو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخوای ننه ؟
پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت میشه ننه بدم؟پیرزن یه فکری کرد گفت بده ننه! قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌گذاشت برای پیره زن
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت :
اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟
جوون گفت آره سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره،سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟
پیرزن گفت : می خوره دیگه ننه،شیکم گشنه سَنگم می خوره
جوون گفت نژادش چیه مادر؟
پیرزنه گفت بهش میگن توله سَگِ دوپا ننه ! اینا رو برای بچه‌هام میخوام آبگوشت بار بگذارم
جوون رنگش عوض شد. یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن
پیرزن بهش گفت: تو مَگه ایناره برای سَگِت نگرفته بودی؟
جوون گفت: چرا؟؟
پیرزن گفت ما غذای سَگ نمی خوریم ننه. بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.

تا 1 ساعت هنگه شرافتش بودم...

هفته معلم!

سلام

آقا اجازه :

بریم آب بخوریم ؟

آقا اجازه :

یادمون رفت بنویسیم

آقا اجازه :

کار اون شیفتی هاست

خانم اجازه :

میشه واسه منم آفرین بنویسید ؟؟؟

حانم اجازه :

میشه امتحان نگیرید ... خودتون سر جلسه هستید ... میشه سوالهای مهم و امتحانی واسمون انتخاب کنید ؟
چند نمره ارفاق میکنید ؟ جایزه هم میدین؟



خانم ازه :

میشه ... میشه... میشه ... میشه ...

اصلا یادتون هست که میگفتیم :

اجازه :سلام و به همین منوال هم خداحافظی ...

و چه صبور بودند و بردبار ... چه عاشقانه به پای ما سوختند ... چه حوصله ای که خرج حنگ بازیها و مشنگ بازیها و دیونه بازیهای ما کردند که انصافا ما الان زورمون میاد واسه بچه هامون انجام بدیم ...
هر وقت که به سرم دست میکشیدند تا زنگ آخر حتی تا خونه سر سفره ناهار ،رد سفید گچ های دست معلم که به سرم کشیده بود را پاک نمیکردم که به همه بگم بعله امروز معلم نوازشم کرد و چه بسیار اینروزها هم تشنه دست نوازشگرشان هستم و هستیم و هستید .... شک ندارم .

حتی تنبیه شان هم برای دلسوزی بود و آینده مان .
نام همه معلم هایم را میدانم و نامشان برایم تا همیشه زندگی جاودان حواهد بود ...

معلم عزیز آنروزها را که مرور میکنم این شعر را هم زمزمه میکنم :


معلم، غالبا، امروز درس عشق می‌گوید
که در فریاد می‌بینیم طفلان را به مکتب‌ها


و امروز که خسته ام شاید سوخته و .... نسل من میگوید،نسلی که در حال دیدن فرو ریختن تمام ارزشهای انسانیست :


ای معلم سر خود گیر که ما چون گرداب
قطع امید ز سر رشتهٔ ساحل کردیم


در هر صورت ما تو را همچنان راهنما و سنگ صبور و همراه خود میدانیم و روزت را تبریک میگوییم ...

بی مرز و بی شک دوستتان داریم .

http://www.fararyazjade.blogfa.com/

حالا چرا ؟ ( شهریار ) ره :

آمَـدے جآنَمـ بِهـ قُربآنَتـ وَلـے حآلآ چِرآ؟

 

بـے وَفآ حآلآ کِهـ مَنـ اُفتآدِهـ اَم اَز پآ چِرآ؟

 

نوشدآروئـے وُ بَعد اَز مَرگِـ سُهرآبـ آمَدے

 

سَنگدِلـ اینـ زودتَر مـے خوآستـ ے حآلآ چِرآ؟

 

عُمرِ مآ رآ مُهلَتِـ اِمروز وُ فَردآے تُو نیستـ

 

مَنـ کِهـ یِکـ اِمروز مِهمآنِ تواَم فَردآ چِرآ؟

 

نآزَنینآ مآ بِهـ نآزِ تُو جَوآنـے دآدِهـ ایمـ

 

دیگَر اَکنونـ بآ جَوآنآنـ نآزکُنـ بآ مآ چِرآ؟

 

وَهـ کِهـ بآ اینـ عُمرهآے کوتَهـِ بیـ اِعتِبآر

 

اینهَمهـ غآفِلـ شُدَنـ اَز چُونـ مَنـے شِیدآ چِرآ؟

 

شُورِ فَرهآدَمـ بِپُرسَشـ سَر بِهـ زیر اَفکَندِهـ بُود

 

اے لَبـِ شیرینـ جَوآبِـ تَلخـِ سَربآلآ چِرآ؟

 

اے شَبـِ هِجرآنـ کِهـ یِکـ دَمـ دَر تُو چِشمـِ مَنـ نَخُفتـ

 

اینقَدَر بآ بَختـِ خوآبـ آلودِ مَنـ لآلآ چِرآ؟

 

آسِمآنـ چُونـ جَمعـِ مُشتـآقآنـ پَریشآنـ مـے کُنَد

 

دَر شِگِفتَمـ مَنـ نـِمـے پآشَد زِ هَمـ دُنیآ چِرآ؟

 

دَر خَزآنـِ هِجرِ گُلـ اِے بُلبُلـِ طَبعِ حَزینـ

 

                    خآمُشـے شَرطِ  وَفآدآرے بُوَد غُوغآ چِرآ؟

سعدی(ره)

لاابالی چه کند دفتر دانایی را

طاقت وعظ نباشد سر سودایی را

 

آب را قول تو با آتش اگر جمع کند

نتواند که کند عشق و شکیبایی را

 

دیده را فایده آنست که دلبر بیند

ور نبیند چه بود فایده بینایی را

 

عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست

یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را

 

همه دانند که من سبزه خط دارم دوست

نه چو دیگر حیوان سبزه صحرایی را

 

من همان روز دل و صبر به یغما دادم

که مقید شدم آن دلبر یغمایی را

 

سرو بگذار که قدی و قیامی دارد

گو ببین آمدن و رفتن رعنایی را

 

گر برانی نرود ور برود بازآید

ناگزیرست مگس دکه حلوایی را

 

بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس

حد همینست سخندانی و زیبایی را

 

سعدیا نوبتی امشب دهل صبح نکوفت

یا مگر روز نباشد شب تنهایی را

شعر از سجاد صالحی:

امشب من و «بنان» و خدا گریه می کنیم

در اوج دیلمان و دعا گریه می کنیم

 

امشب خدا به حال من و بندگان خویش

ما هم به حال و روز خدا گریه می کنیم

 

با دفتری گذشته ی خود را ورق زنان

یک مشت شبه خاطره را گریه می کنیم

 

باران گرفته شهر پر از ضجه ی خداست

ما هم شبیه پنجره ها گریه می کنیم

 

از درد برده ایم به نزد خدا گله

از دست کارهای خدا گریه می کنیم

 

گندیده هر چه گوش و کپک بسته هر چه چشم

امشب بدون این که صداگریه می کنیم

 

«ترسم که اشک در غم ما پرده در شود»

ای راز سر به مهر تو را گریه می کنیم

شهریار!(ره):

بشر از مادر ایام نمیزاد ای کاش

تا عنان در کف تقدیر نمیداد ای کاش

زندگی نیست که زندان مکافات است این

کس به زندان مکافات نماناد ای کاش

در باغی بگشاید به رخت سبز ولی

سخت بن بست که هرگز نگشایاد ای کاش

اول امید که خیری برساند لیکن

وآخرش خوف که شری نرساناد ای کاش

جز ستم نیست توانایی و آن هم که گناه

آدمی هیچ گناهی نتواناد ای کاش

بعد از این خانه خرابی که به دنیا دیدم

خانه آخرت از ما بدی آباد ای کاش

گر فلاطون شوی از شر شیاطین نجهی

که جهیدن بدی از این همه شیاد ای کاش

این جهان فتنه و نخجیرگه شیطان است

سرنوشتی که کس این قصه نداناد ای کاش

نکته گیری و فزونی نتوان با تقدیر

که خدا عذر فزونی بپذیراد ای کاش

شهریارا دم رفتن همه را حرف این است

که دگرباره نزایاد و نمیراد ای کاش

معلم عزیزم ...

یاد آن روز بخیر

صبح روز اول

روی نیمکت در کلاس اول

یک معلم آمد ...

يك معلم ، با يك دل شاد ...

پر از اميد پر از آرزو بود ...

دلم را مي گويم ...

آری آن روز از دیدن او شاد شدم ...

مثل آن روز که تو را من دیدم ...

تو برايم مثل آن معلم هستی ...

فقط چند فرق اساسی با هم داشته اید ...

او الفبای زندگی به من آموخت ...

تو الفبای بی کسی ...

او به من امید آموخت ...

و تو ناامیدی ...

او وفا یادم داد ...

تو بی وفایی ...

او مرا برد به اوج ...

تو مرا کردی بلوک ...

تا بسازی برای خود برج ...

او به من رسم هم نشینی آموخت ...

اما افسوس با تو ...

هر چه که از او آموخته بودم ...

همگی یک جا سوخت ...

ولی خب در هر حال ...

تو هم معلم بودی ...

پس به تو می گویم ...

معلم عزیزم ...

روزت مبارک ...

http://bifurcation.blogfa.com/

قصد ظهــــــــــــــور داری؟

ای آنکه در نگـــــــــاهت حجمی ز نــــــــــــور داری

کـــــــــی از مسیر کوچــــــــه قصد عبور داری؟

چشم انتظــــــــــــار ماندم تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم کی می کنی نگاهم؟

بر عکس چشم هایم چشمی صبـــور داری

در خواب دیده بودم یک شب فــــــــــروغ رویت

کـــــــــی در سرای چشمم قصد ظهــــــــــــــور داری؟

راه دراز

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

یا مهدی! ادرکنی!

مـــي ايـــــــــد از دور ,مــردي ســــواره          بـــرمــركب عشـــق, چــــون ماهپــــاره 

والشمــس رويـش, واللــيــــل مـــويـش
         
گلـــها هــمه مســــت, از رنگ و بويـش

عـمــــامـــه بر سر, مثــل پيـمبـــــر (ص)
         
در بـازوانــش نـيروي حيــــــــــــــــدر(ع) 

ازپــاي تــاسـر در شـور و شيــــن است
         
بــرق نگـاهــش مثل حســــين(ع) است

مي ايــد از دور خوشــــبو تر از يـــــاس
         
در چشــــم وابرو مـانـند عبــــــاس (ع) 

القــصـه ايــن مــرد اميـد دلهاســـــــــت          خوشبو تر از ياس فرزند زهراست(س) 
http://oshaqolmahdi.blogfa.com/

دیدار صمیمانه رییس جمهور با دبیر شیمی مقطع متوسطه خود

همزمان با سالروز گرامیداشت مقام معلم صورت گرفت


دیدار صمیمانه رییس جمهور با دبیر شیمی مقطع متوسطه خود


  
 رییس جمهور همزمان با سالروز گرامیداشت مقام معلم، با حضور سرزده در منزل بیژن همتیان دبیر شیمی مقطع دبیرستان خود از مقام والای وی و فرهنگیان كشور تجلیل كرد


به گزارش برنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، دكتر محمود احمدی‌نژاد عصر امروز (سه‌شنبه) با حضور در منزل دبیر مقطع متوسطه خود ضمن گفتگو و احوال‌پرسی در فضایی صمیمانه از خدمات و تلاش‌های ارزنده وی و سایر معلمان و فرهنگیان كشور تجلیل كرد.

رییس جمهور در این دیدار صمیمانه در پاسخ به سوالی مبنی بر توصیه وی به نسل كنونی و دانش‌آموزان گفت: هر نسلی نسبت به نسل گذشته خود به لحاظ استعدادها و توانمندی‌ها در مرحله جدیدتری قرار می‌گیرد كه می‌بایست در جهت شكوفاتر كردن آن تلاش نماید.

دکتر احمدی نژاد با اشاره به نقش مهم مدرسه، والدین و معلمین در تعلیم و تربیت افراد جامعه، گفت: هنر مدرسه والدین و معلمان این است كه بتوانند آن شاكله‌ای كه خداوند در وجود انسانها آفریده را در مسیری صحیح ، مطابق با استعدادها و علایق آنها پرورش داده و هدایت كنند.

رییس جمهور با بیان اینكه در اجتماع فرصت‌های بسیاری جهت رشد و تعالی انسانها وجود دارد، گفت: هر جامعه‌ای برای رسیدن سعادت و كمال نیازمند وجود همه مشاغل و حرفه‌های گوناگون است، بنابراین انسان‌ها باید با شناخت و بهره‌گیری از استعدادهای متفاوتی كه خداوند متعال به آنها داده است، در فعالیت‌ها و رشته‌های مختلف حضور یافته و زمینه رشد و كمال خود و اجتماع را فراهم آورند.

در این دیدار صمیمانه دكتر احمدی‌نژاد و آقای همتیان به مرور و نقل خاطرات دوران تحصیل رییس‌جمهور پرداختند.

قرائتی در تبریز:

قرائتی در تبریز: معلم همیشه باید سر کلاس بشاش و شاد باشد




رییس ستاد نماز گفت: معلمی هنر آموختن است و معلمان باید همواره در جستجوی علم باشند.

ایرنا: حجت الاسلام محسن قرائتی روز سه شنبه در همایش فرهنگیان تبریز اظهاركرد: معلمی با هیچ شغلی قابل مقایسه نیست و بالاترین و مقدس ترین شغل هاست.

وی با بیان اینكه تمام رفتار و حركات معلم اثر تربیتی دارد، افزود: معلمی هنر آدم سازی است و آدم خوب تا قیامت اثرش را حفظ می كند، بنابراین معلمین باید به تزكیه نفس توجه بیشتری داشته باشند.

قرائتی گفت: معلم رابطه ای بین قدیم و جدید است و اطلاعات قدیم را می گیرد و به نسل جدید انتقال می دهد، پس لازم است معلمان همیشه دانش و اطلاعات خود را به روز نگه داشته و در جهت ارتقاء آگاهی شان گام بردارند.

وی شرایط معلم خوب را دلسوز بودن و اخلاص داشتن دانست و اظهار كرد: معلم نباید خود را به پول بفروشد بلكه خالصانه و بی تكلف تدریس كند.

قرائتی پوشش مناسب و شاد معلمان را در یادگیری دانش آموزان موثر خواند و گفت: همیشه بشاش و شاد سر كلاس حاضر شوید و همواره مطالعه را در راس برنامه هایتان قرار دهید چرا كه معلم نباید فارغ التحصیل شود.

طالع بینی قرآنی


با وضو قرآن را بدست بگير، آن را زيارت كرده و با توجه به نيتي كه در دل داري ،
صفحه اي از كتاب خدا را باز كن. از آن صفحه ، هفت ورق جلو برو. بعد از آن ، از ابتداي صفحه، هفت سطر بشمر و پايين بيا. بعد در ميان سطرهاي بعدي ، هفت بار كلمه
« ان » را پيدا كن. بعد از يافتن هفتمين بار از كلمه « ان » ، دوباره هفت سطر بشمر و جلوتر برو. ابتداي سطر هفتم از هفتمين كلمه « ان » كه پيدا كرده اي، اولين حرفي كه سطر با آن شروع شده، معني فال توست. آن را با فال پایین معني كن!

موفق باشي و فالت نيك انشاءالله

 

شمر از سطر هفت از هفتمين ان
عقيدترا بران اي صاحب فال
ز «ب» از منعمانت ، فتح بابست
ز «ث» دنيا و دين بر دست مي آر
ز «ح» از اقربا ، جام خوشي نوش
ز « د » اصحاب دولت را خبرگوي
ز« ر » نيكي بود ، شادان نشيني
ز «س» بيني سعادتهاي بي حد
ز «ص» اي خواجه ، صبر و مكث بايد
ز «ط» زاهد شوي ، تقوي براني
ز «ع» امر محبتها عيان است
ز «ف» شادي تو را باشد به هر حال
ز «ك» ايمن نبايد بود از هول
ز «م» آيد ملامتهاي مشهود
ز «واو » ت هست نعمت توي در توي
ز « لا» تشويش باشد ني نه چندان
كه خشنود اني از نعم المابي


گشا مصحف،ورق زان هفت گردان
ز هفتم سطر،حرفِ اولست قال
چو فال آيد « الف » خير و صواب است
چو «ت» آيد ، ببايد توبه زان كار
چو «ج» آيد ، بكن جهدي و مي كوش
چو «خ» آيد، امان از خوف ميجوي
چو « ذ » آيد، تو خود آن خوار بيني
چو « ز » آيد، بيابي مالِ بي عدّ
چو «ش» آيد، خصومت پيشت آيد
چو «ض» آيد،در آن كار است گراني
چو « ظ » آيد، ظفر بر دشمنان است
چو «غ » آيد، خطر باشد،بده مال
چو «ق» آيد، شوي مقبول در قول
چو «ل» آيد ، برآيد حاجتت زود
چو «ن» آيد، بود آن كار نيكوي
چو «ه»‌آيد ، خدا خشنود و خصمان
چو «ي» آيد ، زغايب مژده يابي


http://web.iran-forum.ir/qurani.html                         

روز معلم بر تمامی همکاران مبارک باد!!!

در بــزم عشق شمــع فـــروزان معلم است
مـــردم چو پيكرند اگر ، جان معلم است
آن بــاغبــــان گلشن انديشه هـــاي ژرف
پـــــروردگار روح حكيمـــان معلم است
مــــردم معـــــادن زر و سيمند در سرشت
جــويــاي ايــن خزائـــن پنهـان معلم است
هرگز گزافه نيست كه گويم پس از خداي
آنكس كه خلـــق مي كند انســان معلم است
ظلمات جهل را بشكافــد بـه نـــــور علــم
خضــر طــريق چشمــه حيــــوان معلم است
آري ، معلمي همه عشق است و ســوختن
آنــرا كه عشــق نيست مگو كــــان معلم است
گوينــد بـــوده اند معلـــــم پيمبــــران
گويـــــد(( حنيف)) ايــــزد رحمـــن معلم است