مهر آمد

مهر آمد و دوباره گلستان سبز عشق
    با عطر ياد و خاطره هايش چه ديدنيست
    آهنگ پاك زمزمه غنچه هاي ناز
    از لابه لاي وسعت سبزش شنيدنيست
    مهر آمد و تبسمي از جنس نوبهار
    روي لبان پاك و لطيف بنفشه هاست
    گلبوته هاي شادي و شور و نشاط و عشق
    دسته گلي ست آبي و در دست بچه هاست
    مهر آمد و طلوع غيب بهاريش
    در جاي جاي دفتر دل سبز و ماندنيست
    شعر بلند خاطره هاي بهار شوق
    در روزهاي آبي و بي كينه خواندنيست
    مهر آمد و نويد شكفتن, و يك حضور
    دل ها همه به پاكي برگ شقايق است
    مي گفت باغبان كه بدانيد قدر آن
    چون بهترين و سبزترين دقايق است
    در گلْسِتان سبز پر از عطر ياس عشق
    آيينه هاي عشق و صفا روبروي ماست
    مهر آمد و درين تپش قلب زندگي
    پرواز تا شكفته شدن آرزوي ماست
http://tabriz3edu.blogfa.com/post-194.aspx

اول مهر

کاش کسی یاد معلم‌ها می‌داد

 اول مهری

 شغل پدر‌ها را نپرسند؛

 وقتی هنوز احترام به همه‌ی شغل‌ها را

 و افتخار به همه‌ی پدر‌ها را یاد دانش آموزانشان نداده‌اند!

 حالا قصه‌ی چشمان یتیمی که نم می‌خورد، بماند...

تست روانشناسی:

به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!

سوال:

1)هنگامی که غمگین و ناراحت هستید, آیا می توانید علت نناراحتی خود را پیدا کنید؟

همیشه (4 امتیاز) بیشتر اوقات (3 امتیاز) برخی مواقع (2 امتیاز) به ندرت ( 1 امتیاز)

2) هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید, ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها

برآیید؟

همیشه(1امتیاز) بیشتر اوقات(2 امتیاز) به ندرت (3 امتیاز) هرگز ( 4 امتیاز)

3) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟

اغلب (1 امتیاز) گاهی (2 امتیاز) خیلی کم (4 امتیاز) هیچ وقت ( 3 امتیاز)

4) وقتی کسی شما را عصبانی کند, در این صورت شما:

با عصبانیت در مقابل او

می ایستید (2 امتیاز)

به هیچ کس هیچ حرفی

نمی زنید (1 امتیاز)

همه جا از آن شخص گله و

شکایت می کنید (3 امتیاز)

به صورت آرام مساله را

مطرح نمایید ( 4 امتیاز)

5) معمولا چند مدت طول می کش که به خواب بروید؟

معمولا تا به رختخواب می

روید می خوابید (3 امتیاز)

20 دقیقه طول می کشد

که بخوابی (4 امتیاز)

خواب راختی ندارید و سر

جایتان می غلتید(1 امتیاز)

یک ساعت یا بیشتر

( 2 امتیاز)

6) معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟

وقتی ناراحتم و فقط

دوستان نزدیک یا خانواده ام

حضور دارند (3 امتیاز)

هر زمان که احساس کنم

نیاز به گریه دارم

(4 امتیاز)

هر کاری می کنم تا گریه

نکنم (1امتیاز)

وقتی که تنها هستم

( 2 امتیاز)

7) آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟

جمع صمیمی از دوستان و

اعضای خانواده دارم

(4 امتیاز)

افراد کمی در زندگی ام هستند

(3 امتیاز)

به سختی می توانم با

دیگران ارتباط بر قرار کنم

(2 امتیاز)

تنها متکی به خودم هستم

و نیاز به کسی ندارم

( 1 امتیاز)

8) تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟

خیلی زیاد (4 امتیاز) زیاد (3 امتیاز) کم (2 امتیاز) اصلا ( 1 امتیاز)

9) چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان

است؟

تحسین و تشویق دیگران

(3 امتیاز)

حس درونی خود (4 امتیاز)

ترس از شکست (2 امتیاز)

زنده ماندن و حفظ حیات

( 1 امتیاز)

10) از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه:

راه و روشی است که هر

شخص در زندگی پیش می

گیرد (4 امتیاز)

اقتصاد جامعه (3 امتیاز)

اصولی است که هر کسی

از هما کودکی با آن تربیت

شده (2 امتیاز)

شانس و اقبال فرد است

( 1 امتیاز)

حالا امتیاز ها را با هم جمع کرده و روی امتیاز های پایین کلیک کنید؟!

امتیاز بین 32 تا 40 امتیاز بین 24 تا 32 امتیاز کمتر از 24

بايد دردت بيايد تا بفهمي

دوچرخه ديده بودم ...
سه چرخه هم ديدم ...
چهار چرخه هم ديدم ...
اما هيچ وقت نميدانستم که يک چرخه هم وجود دارد!!!
به چشماي معصومش دقت کردي؟
مي ترسه همون يه چرخه رو هم ازش بگيرن.
گاهي وقت ها بايد دردت بيايد تا بفهمي درد چيست
!!؟؟

مدیران محترم مردم رو بابت دوهزارتومن کمک اذیت نکنید!

زن : مگه اينجا مدرسه دولتي نيست !؟
مدير : اگه دولتي نبود که مي گفتم يک ميليون تومن بريز!
زن : آقا آخه مدارس دولتي نبايد شهريه بگيرن!
مدير : اين که شهريه نيست اسمش همياريه !!!
زن : اسمش هر چي هست. تلويزيون گفته به همه مدارس بخشنامه شده که مدارس دولتي
هيچگونه وجهي نميتونن دريافت کنن.
مدير : خب برو اسم بچت را تو تلويزيون بنويس!! اينقدر هم وقت منو نگير…
زن : آقاي مدير من دو تا بچه يتيم دارم! آخه از کجا بيارم ؟!!
مدير : خانم محترم! وقتي وارد اينجا شدي رو تابلوش نوشته بود يتيم خونه يا
مدرسه؟! آقاي مستخدم، اين خانم رو به بيرون راهنمايي کن!!!
زن با چشمهاي پر اشک منتظر اتوبوس واحد بود، اتومبيل مدل بالائي ترمز کرد و زن
سوار شد … روزنامه اي که روي صندلي جا مانده بود رو برداشت و بهش خيره شد:
کميته مبارزه با فقر در جلسه امروز … ستاد مبارزه با بيسوادي … تيتر درشت
بالاي صفحه نوشته بود: با 200000 زن خياباني چه مي کنيد؟!! زن با خودکاري که
از کيفش بيرون آورده بود عدد را تصحيح کرد:
با 200001 زن خياباني چه مي کنيد ؟!!

گذاری آر و بازم پرس

مرا می‌بينی و هر دم زيادت می‌کنی دردم
تو را می‌بينم و ميلم زيادت می‌شود هر دم
به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری
به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم
نه راه است اين که بگذاری مرا بر خاک و بگريزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم
فرورفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی
دمار از من برآوردی نمی‌گويی برآوردم
شبی دل را به تاريکی ز زلفت باز می‌جستم
رخت می‌ديدم و جامی هلالی باز می‌خوردم
کشيدم در برت ناگاه و شد در تاب گيسويت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
تو خوش می‌باش با حافظ برو گو خصم جان می‌ده
چو گرمی از تو می‌بينم چه باک از خصم دم سردم

امتحان علامه جعفری با زیباترین دختر دنیا

به گزارش ايسنا به نقل از تبیان: از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی است كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار ).

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».

جدانویسی در املا:

ای(حرف ندا): همیشه جد از منادا نوشته می‌شود: ای خدا، ای مردم.

این، آن: جدا نوشته می‌شود: این که، آن‌که، این‌جا، آن‌جا.

ها: جدا نوشته می‌شود: کتاب‌ها، باغ‌ها. استثنا: آنها، اینها.

همین و همان: جدا نوشته می‌شود: همین کتاب، همین‌جا، همان جا.

هم: جدا نوشته می‌شود: هم‌چنین، هم‌چنان، هم‌صدا. استثنا: همسایه، همشیره، همراه، همایش(در فرهنگ املایی همین کتاب همه موارد اتصال و انفصال آمده است).

هیچ: جدا نوشته می‌شود: هیچ‌یک، هیچ‌کدام، هیچ‌کس.

چه: جدا نوشته می‌شود: آن‌چه، چنان چه.

را: جدا نوشته می‌شود: تو را، کتاب را. استثنا: چرا(به معنای برای چه؟)

که: جدا نوشته می‌شود: آن‌که، کسی که. استثنا: بلکه.

می و همی: جدا نوشته می‌شود: می‌خواند، همی گوید.

بی: جدا نوشته می‌شود: بی‌خانمان، بی‌سرو پا، بی‌جا، بی‌خود. استثنا: بیگانه، بیهوده، بینوا، بیمار، بیزار، بیدار.

تر و ترین: جدا نوشته می‌شود: کوچک‌تر، بزرگ‌ترین. استثنا: کمتر، بیشتر، بهتر، مهتر و کهتر.

به: جدا نوشته می‌شود: به دست، به سوی، به طرف و

استثنای آن در موارد زیر است:

1. هر گاه صفت بسازد: بنام(مشهور)، بخرد، بشکوه، بهنجار.

2. هنگامی که بر سر فعل یا مصدر بیاید(بای زینت یا بای تاکید): بروم، بگفتن(=گفتن).

3. به صورت بدین، بدان، بدو، بدیشان به کار رود.

عدد، همیشه از معدود خود، جدا نوشته می‌شود: یک دل، یک زبان، یک‌سان، یک‌باره، یک دیگر. استثنا: یکتا.

ادامه نوشته

گلبرگ سخن!

راز  دوست داشتن هر چیز ٬درک این جمله است:

(شاید روزی از دست برود )

                                  

((دکتر شریعتی))                 

مادر به دعات خیلی نیاز دارم!

  روحش شاد...

ستاره تشکر!!!!!!!!

 

ما همه ایرانی هستیم و تا پای جون پای آذری های عزیز هستیم .

یه ترکه!

یه روز یه ترکـــه میره جبهه
 بعد از یه مدت فرمانده میشه
 یه روز بهش می گن داداشت شهید شده
افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش ...
جواب میده کدوم داداشم؟! اینجا همه داداش من هستن

 اون ترکـــه بعدها خودشم به داداش های شهیدش ملحق شد
 ♥اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری♥
 
یه روز یه ترکـــه اولین عمل جراحی قلب و کلیه رو تو ایران می کنه
 بعد مجله وارلیق منتشر می کنه, جایزه بهترین پزشکم دریافت می کنه .
 ♥اون شخص کسی نیست جز پروفسور جواد هیئت♥
 
یه روز یه ترکـــه پایه گذار منطق فازی در دنیا میشه،
 که پایه و اساس ساخت هوش مصنوعی و سیستم های کنترل پیشرفته, همین منطق فازیه.
 ♥اسم اون ترکـــه دکتر لطفی زاده بوده♥
 
♥ ایران با تمام اقوامش زیباست ♥

ایران با همه اقوامش زیباست

تبدیل اعداد انگلیسی به فارسی

تبدیل اعداد انگلیسی به فارسی در ویندوز XP به Control Panel رفتـــه و Regional and Language Options را باز کنید. در برگـــه‌ی Regional Options زبان فارسی را انتخاب نموده و کلید Customize را بزنید. در صفحه‌ی Numbers در قسمت Digit Substitution گزینه National را انتخاب کرده و تأیید نهایی را بزنید.
منبع خبر :   کارشناسی سنجش و ارزشیابی تحصیلی ناحیه ۲

دستورزبان جمله :

جمله/ ارکان / اجزا : جمله مجموعه اى است به هم پیوسته از کلمات که پیامى را بیان مى کند. جمله داراى اجزاءو ارکان است . ارکان جمله آن قسمتهایی هستند که اگر حذف شوند،ساختمان جمله از هم میپاشد. اجزاى جمله آنها هستند که حذفشان به ساختمان جمله آسیبى نمى رساند.

ترتیب ارکان جمله : 


1. نهاد(مسندالیه یا فاعل) + فعل خاص: محمد آمد.
2. نهاد+ مفعول + فعل خاص :محمد کتاب را آورد.
3. نهاد + مسند + فعل ربطی: محمد با هوش است.

هر یک از این سه هسته، معمولا اجزایى مى پذیرند از قبیل متمم، قید، بدل، و مضاف الیه.

اقسام جمله از لحاظ نظم


1 . جمله مستقیم: جمله اى که ارکان یا اجزاى آن، در جاى خود قرار دارند:

مریم دیروز مارا به خانه خود دعوت کرد.
2. جمله غیر مستقیم: جمله اى که نظم دستورى یک یا چند رکن یا جزء آن به هم خورده است:

«مکّه پر است از کوه هاى سنگى کوچک و بزرگ.»

نکته : کاربرد جمله غیر مستقیم معمولا براى تنوع بخشیدن به نوشته است. البته از آن جا که چنین جمله اى، نوشته را به زبان محاوره نزدیک مى کند، باید در کاربرد آن به سبک و حال و هواى اثر توجه داشت. از نمونه هاى خوب کاربرد چنین جمله هایى، آثار «جلال آل احمد» است.
اقسام جمله از لحاظ فعل


1. جمله فعلى = جمله اى که داراى فعل تام است . ماه تابید.

2. جمله اِسنادى = جمله اى که داراى فعل ربطى است.امین با هوش است.

3. جمله بى فعل = جمله اى که فعل ندارد.

حذف جمله حتماً باید با قرینه لفظى یا معنوى، و یا ساختارى باشد .
حذف ارکان یا اجزاى جمله


حذف باید به یکى از سه قرینه زیر صورت پذیرد:

1. قرینه ساختارى (= عرف زبانى): «به چپ، چپ!»، «برپا!».

2. قرینه لفظى:

«یک طرفم دریاست و طرف دیگرم، دشت بى انتها (است).»

3. قرینه معنوى:

« ـ چه کسى در بستر پیامبر به استقبال خطر رفت؟

ـ على (رفت)!»

جمله معترضه


جمله معترضه جمله اى است که حذف آن به مفهوم اصلى جمله آسیب نرساند.این گونه جمله معمولا مفهومى از قبیل دعا، نفرین، آرزو.

یا توضیح را به مفهوم اصلى جمله مى افزاید. جمله معترضه گاه پس از حرف ربط مى آید و گاه به طور مستقل میان دو خطّ تیره قرار مى گیرد:
استادم- که روانش شاد باد-در عرفان بی نظیر بود.

اسم ذات و معني :

 

گاهي چيزي كه نام برده مي شود خود به خود وجود دارد،مانند ديوار،كتاب. اما گاهي وجود آن چيز مستقل نيست

بلكه وابسته به چيز ديگري است يا در چيز ديگري وجود دارد

مانند: سرخي،سرخي به تنهايي وجود ندارد و در چيزهاي ديگر مي شود او را ديد مثل گل ، پارچه،...

به چيزي كه به خودي خود وجود داشته باشد اسم ذات و به اسمي كه بر مفهومي دلالت مي كندكه وجودش در چيز ديگري است و نام حالتي يا صفتي است اسم معني مي گوييم.

چگونه مهارت های لازم برای صحبت در جمع را کسب کنيم؟

 

در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد که بايد در حضور چند نفر راجع به مسئله اي صحبت کنيم. ممکن است اين صحبت در جلسه يا کنفرانسي باشد که رسميت داشته باشد و ممکن هم هست که در يک جمع خانوادگي يا در محيط کار بخواهيم براي دوستان يا همکارانمان صحبت کنيم. اگر مهارت هاي لازم را در اين زمينه داشته باشيم ، قطعاً روند کار با موفقيت بيشتري انجام مي شود و به نتايج بهتري مي رسيم.

يکي از مباحث مهمي که اکثر صاحب نظران درباره آن اتفاق نظر دارند، مقدمه اي است که ما براي گفتار خود انتخاب مي کنيم. برخي مي گويند اصل مطلب مهم است و مقدمه تأثير چنداني در روابط ندارد، در صورتي که اگر مقدمه جالب و دلنشين نباشد، دنبال کردن بقيه صحبت از جانب شنوندگان چندان قطعي نيست.

پس سعي کنيد صحبت خود را هميشه با يک مقدمه آغاز کنيد و سپس به اصل بحث بپردازيد. و اما مقدمه ؛ بسياري افراد حتي در دوران تحصيل و براي نوشتن انشاء نيز براي پرداختن به مقدمه دچار مشکل مي شوند، اما با توجه به نکات زير حداقل از اصول کلي مقدمه آگاه خواهند شد:

- مقدمه بايد مختصر باشد، اما در عين حال هدف از بيان آن را مشخص کند تا شنونده بداند که قرار است به چه موضوعي پرداخته شود.

- مقدمه نبايد تنها اطلاعات خاصي را به شنونده منتقل کند، بلکه بايد شنونده را جذب کند و براي پيگيري کلام انگيزه لازم را در او به وجود آورد.

- مطالب بيان شده بايد مرتبط با يکديگر باشند، نه اين که در مقدمه به نکاتي پرداخته شود که در آخر بحث ، هيچ نتيجه اي از آنها گرفته نشود.

- در نهايت با نوع کلام خود سعي کنيد ارتباطي ميان خود و شنونده ايجاد کنيد که موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي به بحث شما بدهد.



و اما در پرداختن به مطالب اصلي کلام ، پس از مقدمه ، نکات زير را در نظر داشته باشيد:

- از کلمات قابل درک و با معني استفاده کنيد.

- القاب ، عناوين و اصطلاحات فوق تخصصي، کمکي به درک بهتر موضوع نمي کند. البته هنگام نياز بايد به آنها اشاره کرد.

اما موضوع اصلي نبايد تحت الشعاع اين مسئله قرار گيرد، زيرا شنونده خسته مي شود. براي پرداختن به موضوع ، در صورت امکان مي توانيد از داستان هاي کوتاه، ضرب المثل ها و اطلاعات جالب ديگر براي حمايت از موضوع اصلي استفاده کنيد و بر جذابيت کلام و درک بهتر آن بيفزاييد. سعي کنيد حتماً از موضوع مورد نظر به اندازه کافي اطلاع و آگاهي داشته باشيد تا با تسلط کامل درباره آن صحبت کنيد.

- به ياد داشته باشيد هرچه بيشتر مطالعه کنيد، بيشتر خواهيد دانست و هرچه بيشتر بدانيد و بياموزيد، به جاهاي بهتري مي رسيد.

- وقتي از جنبه هاي گوناگون يک مسئله آگاه باشيد، با اعتماد به نفس بيشتري راجع به آن صحبت مي کنيد و اين حس مثبت خود را به شنونده نيز منتقل خواهيد کرد.

- با اشاره به ارزش و اهميت موضوع ، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بيان کنيد و در صورت لزوم جزئياتي که مرتبط با مسئله باشند را نيز تشريح کنيد.

- ديگران را در بحث خود وارد کنيد و از نظرات آنها نيز مطلع شويد، چرا که اگر تا انتهاي بحث پيش برويد، امکان دارد نقاط کور و مبهمي براي شنوندگان ايجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقيده يا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.

- هرگز فکر نکنيد سکوت حضار دقيقاً به معناي تأييد و همراهي با گفته هاي شماست. حتي اگر سکوتي نيز حکمفرما شد، سعي کنيد با طرح برخي سؤالات در ارتباط با موضوع کلام آنها را به شرکت در بحث تشويق کنيد.

- از مکث هاي طولاني و توپوق زدن جدا بپرهيزيد؛ زيرا اين گونه موارد نه تنها حاکي از عدم تسلط و آگاهي کافي شما نسبت به موضوع است، بلکه هماهنگي و ارتباط ميان موارد را از ميان مي برد و در ضمن موجب حواس پرتي شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما مي شود؛ البته اين کار نياز به تمرين دارد، اما ضروري و ممکن است.

- توجه داشته باشيد حتي عامي ترين مردم نيز قادر به درک ميزان توانايي شما در بيان، کلام و نحوه گفتار هستند. مردم هميشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرک و درجه تحصيلي شان. پس اگر عالي ترين مدارک تحصيلي را نيز داشته باشيد، اما در انتقال مفاهيم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشيد، موفقيتي کسب نخواهيد کرد.

- موارد فوق، نکاتي ساده اما مهم را به شما يادآوري مي کنند که با وجود ساده بودن نياز به تمرين و صرف وقت دارند که ما اميدواريم شما نيز با رعايت آنها در زندگي اجتماعي و کارهاي خود، به موفقيت هاي روزافزون دست يابيد.


http://www.hellomahdi.com/farsi/How-Successful-Speech-05.php