با محبت!" جمله سازید.
از از معلمم شنیدم صبح روز اول سال : با محبت جمله سازید .
اولی قلم تراشید
: من محبت را دوست دارم
.
دومی تنور دل بتفتید : مادرم محبت است كلاً .
سومی كه بود دلگیر: محبت دروغ است .
سبط شاعری هجا كرد
: از محبت خارها گل می شود
.
یك به یك جُمَل بخواندیم،
آخرین نفر ز جا خاست
كودكی یتیم كمرو، جامه اش دریده بر تن،
صورتش لهیده از غم
، فی المثل بودنش نبود او بود
جمله را چنین شروع كرد: خدا ما را دوست دارد
یاد دارم بهترین شد
چون معلم گریه می كرد
و می گفت: « بچه ها گفتم :"با محبت!" جمله سازید.»
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ ساعت 17:15 توسط کریم زاده
|