اگـر آن طـائر قـدسـي ز درم بـاز آيد
به من بر می گردد .(۲) از این اشک چون باران چشمداشت دارم که برق سعادتی که از جلو دیدگانم رفته است دوباره ( در آسمان اقبال جهش کرده ) وبه چشم بخورد. (۳) از خدا می خواهم که آن کسی که خاک زیر پایش به منزله تاج سر من بود بار دیگر به سر من باز گردد. (۴) به دنبال محبوب خود خواهم شتافت و اگر من شخصاً به نزد یاران عزیز برنگردم خبر( جان سپردن) من به آنها خواهد رسید. (۵) اگر گوهر جان خود را به زیر پای یار عزیز نریخته و نثار مقدم او نکنم ، این جواهر جان دیگر به چه درد من خواهد خورد. (۶) اگر در یابم که ماه تازه سفر کرده من برمی گردد از پشت بام خوشبختی تقّاره دولت جدیدرا به صدا در خواهم آورد.(۷) صدای غلغل نواختن چنگ و خواب شیرین بامدادی مانع کار است و گرنه اگر آه و ناله سحر من به گوش او برسد یقیناً باز خواهد گشت . (۸) حافظ از آرزوی دیدار روی چون ماه شام را دارم . همتی کن تا به سلامت به خانه من باز گردد.
شرح ابیات غزل (۲۳۶)
وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فع لن
بحر غزل: رمل مثمن مخبون اصلم
*
عماد فقیه : اگر آن طایر فرخنده لقا باز آید جان علوی به تن سفلی ما باز آید
*
این غزل نیز همانند غزل ۲۲۵ در فاصله ۷۶۵-۷۶۷ یعنی در فاصله زمانی که شاه شجاع از حکومت به دور و شاه محمود بر شیراز حکومت می کرد و در اشتیاق بازگشت مجدد او سروده شده است .
و همه ابیات حکایت از شوق وافر شاعر به مراجعت و رسیدن دوباره شاه شجاع به سلطنت می کند. شاعر در بیت دوم اشک خود را به مانند باران تصور کرده و از این باران انتظار جهش برق دولت، در فضای ابر آلود دوری از دیار شاه را دارد . اینکه در بیت چهارم می گوید خیال دارد به دنبالش بروم و اگر هم باز نگشتم یاران خواهندفهمید که من در راه دیدار او فداکاری کردم بدین سبب است که شاه شجاع پس از ترک شیراز و در خلال مدتی که در کار تدارک حمله مجدد به شیراز بود یا حافظ مکاتبه و مراوده داشته و از او می خواهد که به او بپیوندد و حافظ از این کار طفره می رود و این موضوع تا حدی سبب دلگیر سی شاه شجاع شده و حافظ تلویحاً در غزلی دیگر از این عمل اظهار پشیمانی می کند. اینک در این غزل لفظاً و لساناً جبران مافات را کرده و می گوید حال چنین خیالی را دارم که به او بپیوندم
نواختن کوس و نقاره نو دولتی از قدیم الایام مرسوم بوده و به هنگام ورود حکمران یا شاه به دارالحکومه بر بالای بام عمارت حکومتی به منظور آگاهی عموم نواخته می شده وامروزه به جای آن پرچم مخصوص را بر فراز کاخ پادشاهان به اهتزاز در می آوردند . همچنین در رؤیت ماه رمضان و شوال وبه هنگام اذان صبح و غروب ایام رمضان در سابق ، در شهر ها نقاره نواخته می شد.شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی