ارسالی از همکار خوب و محترمم:
قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت
نقاره می زنند . . . مریضی شفا گرفت
دیدی که سنگ در دل آیینه آب شد
دیدی که آب حاجت آیینه راگرفت
خورشید و آمد و به ضریح تو سجده کرد
اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت
پیغمبری رسید و در این صحن پر ز نور
در هر رواق خلوت غار حرا گرفت
از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید
پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت
زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید
تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت
چشمی کنار این همه باور نشست و بعد
عکسی به یادگار ازاین صحنه ها گرفت
دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم
شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت
دارم به سمت پنجره فولاد می روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت...
نقاره می زنند . . . مریضی شفا گرفت
دیدی که سنگ در دل آیینه آب شد
دیدی که آب حاجت آیینه راگرفت
خورشید و آمد و به ضریح تو سجده کرد
اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت
پیغمبری رسید و در این صحن پر ز نور
در هر رواق خلوت غار حرا گرفت
از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید
پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت
زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید
تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت
چشمی کنار این همه باور نشست و بعد
عکسی به یادگار ازاین صحنه ها گرفت
دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم
شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت
دارم به سمت پنجره فولاد می روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت...
رحمان نوازنی
************************************************
الا که راز خدايی، خدا کند که بيايی
تو نور غيب نمايی، خدا کند که بيايی
شب فراق تو جانا خدا کند به سرآيد
سرآيد و تو برآيی، خدا کند که بيايی
دمي که بی تو سر آيد خدا کند که نيايد
الا که هستي مايی، خدا کند که بيايی
فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها
تو دست عقده گشايی، خدا کند که بيايی
ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن
تو دست عدل خدايی، خدا کند که بيايی
نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی
يگانه راهنمايی، خدا کند که بيايی
تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی
تو رمز آب بقايی، خدا کند که بيايی
دل مدينه شکسته حرم به راه نشسته
تو مروه ای تو صفايی، خدا کند که بيايی
به سينه ها تو سروری به ديده ها همه نوری
به دردها تو دوايی، خدا کند که بيايی
ترا به حضرت زهرا، بيا ز غيبت کبری
دگر بس است جدايی، خدا کند که بيايی
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۶/۰۲ ساعت 0:37 توسط کریم زاده
|