ترجمه و تحلیل شعر " صورتگر ماهر " توسط سینا تقی پور:
صورتگر ماهر
راستی را کس نمیداند که در فصل بهار از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار؟
راستی را: به راستی پدیدار: آشکار، پیدا، عیان نقش و نگار: تصاویر رنگارنگ، صورتهای متنوع
به راستی هیچ کس نمیداند که در فصل بهار، این همه نقش و نگار زیبا از کجا پیدا میشوند؟
عقلها حیران شود، کز خاک تاریک نژند چون برآید اینهمه گلهای نغزِ کامکار؟
حیران: متحیّر، متعجّب، سرگشته نژند: تیره، غمگین، اندوهگین، سرد و نمناک
برآید: میروید، رشد میکند نغز: خوب، نیکو کامکار: خوشبخت، کامروا، دلپسند
عقل انسان شگفت زده میماند که چگونه از خاک تیرهی سرد و بیروح این همه گلهای خوب و دلپسند میروید؟
چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید؟ چون نجویی کاین تصاویر از کجا شد آشکار؟
تماثیل: جمع مکسّر تمثال تمثال: شکل و تصویر، مجسّمه
چرا از خودت نمیپرسی که اینهمه شکل و تصویر از کجا پیدا و پدیدار میشود؟
برق از شوقِ که میخندد بدینسان قاهقاه ابر از هجرِ که میگرید بدینسان زار زار؟
آرایهی تضاد در :(شوق و هجر/ میخندد و میگرید/ قاهقاه و زار زار)
آرایهی مراعات نظیر در:(ابر- برق / خنده – گریه)
آرایهی انسانانگاری در: (برق قاه قاه میخندد / ابر زاز زاز میگرید)
برق آسمان از اشتیاق دیدار چه کسی این گونه قهقهه میزند و ابر از غم دوری چه کسی این گونه زاز میزند؟
کیست آن صورتگر ماهر که بیتقلیدِ غیر این همه صورت برد بر صفحهی هستی به کار؟
صورتگر: نقاش صفحهی هستی: ترکیب اضافی(اضافهی تشبیهی) عالم هستی به صفحهی نقاشی تشبیه شده است. بیتقلید غیر: بدون پیروی از دیگران ماهر: زبر دست، چیره دست
آن نقّاش ماهری که این همه تصاویر تازه و زیبا را بر صفحهی هستی به کار بسته است، چه کسی است؟
سینا تقی پور کلاس دوم2 مدرسه نمونه دولتی شهید مباشر
راستی را کس نمیداند که در فصل بهار از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار؟
راستی را: به راستی پدیدار: آشکار، پیدا، عیان نقش و نگار: تصاویر رنگارنگ، صورتهای متنوع
به راستی هیچ کس نمیداند که در فصل بهار، این همه نقش و نگار زیبا از کجا پیدا میشوند؟
عقلها حیران شود، کز خاک تاریک نژند چون برآید اینهمه گلهای نغزِ کامکار؟
حیران: متحیّر، متعجّب، سرگشته نژند: تیره، غمگین، اندوهگین، سرد و نمناک
برآید: میروید، رشد میکند نغز: خوب، نیکو کامکار: خوشبخت، کامروا، دلپسند
عقل انسان شگفت زده میماند که چگونه از خاک تیرهی سرد و بیروح این همه گلهای خوب و دلپسند میروید؟
چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید؟ چون نجویی کاین تصاویر از کجا شد آشکار؟
تماثیل: جمع مکسّر تمثال تمثال: شکل و تصویر، مجسّمه
چرا از خودت نمیپرسی که اینهمه شکل و تصویر از کجا پیدا و پدیدار میشود؟
برق از شوقِ که میخندد بدینسان قاهقاه ابر از هجرِ که میگرید بدینسان زار زار؟
آرایهی تضاد در :(شوق و هجر/ میخندد و میگرید/ قاهقاه و زار زار)
آرایهی مراعات نظیر در:(ابر- برق / خنده – گریه)
آرایهی انسانانگاری در: (برق قاه قاه میخندد / ابر زاز زاز میگرید)
برق آسمان از اشتیاق دیدار چه کسی این گونه قهقهه میزند و ابر از غم دوری چه کسی این گونه زاز میزند؟
کیست آن صورتگر ماهر که بیتقلیدِ غیر این همه صورت برد بر صفحهی هستی به کار؟
صورتگر: نقاش صفحهی هستی: ترکیب اضافی(اضافهی تشبیهی) عالم هستی به صفحهی نقاشی تشبیه شده است. بیتقلید غیر: بدون پیروی از دیگران ماهر: زبر دست، چیره دست
آن نقّاش ماهری که این همه تصاویر تازه و زیبا را بر صفحهی هستی به کار بسته است، چه کسی است؟
سینا تقی پور کلاس دوم2 مدرسه نمونه دولتی شهید مباشر
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۵ ساعت 20:2 توسط کریم زاده
|