داغدارانه و بی شکیب، دربیست و دومین سال غروب آن خورشید بی غروب،همچنان در سوگیم. پس ... ای اشکها، ای دیده ها، ببارید و در سینه ها بذر غم واندوه بکارید. ما هنوز هم، رنج صبوری در دوری از امام راحل(ره)را، همچنان دردمندانه، تحمل می کنیم. بر این باوریم که: خرسندی آن بزرگ، در تداوم راهش و استمرارخطش، با حضور در صحنه، با حفظ ارزشهای انقلاب، با وفاداری به آرمانهای والای امام، با «وحدت کلمه » و با «اطاعت ازرهبری » است. این است شاخص و مرز در «خط امام » بودن. حق، همچنان در رگهای آگاهی امت ما جاری است. سالگرد نیمه خرداد، هم یادآور به خون خفتگان آن روز سرخ است،که در حمایت از امام و مبارزه با طاغوت، به خون خفتند، هم تداعی کننده هجرت امام عارفان و قلب مبازران و جان بسیجیان وروح حوزه و حوزویان به حکومت اعلاست. از آن نیمه خرداد خونین، تا این خرداد غم آجین، چه حادثه ها وفراز و نشیب ها بوده است که دل عظیم امام امت، تحمل آن همه موجهای سنگین را داشته است. در آخرین بیت یکی از غزلهایش فرموده است: سالها می گذرد، حادثه ها می آید انتظار فرج از نیمه خرداد کشم باری، خرداد، بار غم بر دلمان می نهد و یاد آن «حادثه »، شوری در دلها و رستاخیزی در جانها پدید می آورد. چشمه خرداد، هنوز هم جوششی زلال، از معنویت و حماسه وارزشهاست، هر چند دستهایی بخواهند این چشمه را بیالایند. نیمه خرداد، هنوز هم مظهر صلابت و مقاومت دینداران خداباور دربرابر «موج بی دینی » و «سلطه طاغوتی » است، هر چند کسانی بخواهند آن را از خاصیت بیندازند. چهاردهم خرداد، هنوز هم علی رغم گذشت بیست و دو سال ،روز اندوه و مصیبت فرزندان معنوی امام وسوختگان عشق آن پیر و مراد است، هر چند بعضی بخواهند به نام شادی و نشاط، جامه عزا در سوگ آن یار سفر کرده را از تن امت درآورند و «عصر خمینی » را پایان یافته تلقی کنند. اینک، گر چه امام نیست، راهش که هست! «خط امام »، صراط مستقیم این امت مصطفایی است. «کلام امام »، ترسیم کننده سمت و جهت حرکت انقلابی ماست. «یاد امام »، احیاگر ارزشها و یادآور اهداف و آرمانهایی است که به خاطر آنها، جانها فدا شد و خونها نثار گشت و دیده ها به خون نشست و دلها خون شد. امروز، خوشحالیم که در «افق رهبری »، خورشیدی فروزان می تابد، که کلامش «خمینی گونه » ومواضع او قاطع و پر صلابت است. اینک، «بیست و دو سال » از آن «مصیبت عظمی » که دست تقدیر برسرنوشت امت ما رقم زد، می گذرد. بیست و دو سالی که یک روزش هم بی «یاد امام » به سر نکرده ایم. بیس و دو  سالی که هر روزش، در تعقیب نمازهایمان، رضوان خدا را برای آن پیر و مراد، و دوام و نصرت را برای انقلاب و نهضتش ازخداوند خواسته ایم.بیست و دو سالی که علی رغم توطئه های نهان و آشکار برای شکست انقلاب وتغییر مسیر و تحریف مواضع و احداث موانع، نه رخنه ای در ارکان آن پدید آمده است، نه گرد یاس بر چهره ها نشسته و نه «آمریکا» در طرح نفوذ در بدنه انقلاب، به توفیقی دست یافته است. نه امت وفادار ما، گوش به یاس آفرینی های بوقهای دشمن سپرده اند و نه ذره ای از سنگر حمایت از اسلام و نظام ولایت، عقب نشسته اند. آن قافله سالار رهایی، آن امام بزرگ، چهره در نقاب خاک کشید وما را به داغ یتیمی مبتلا ساخت، اما بنیان انقلابش و شالوده نهضتش را چنان عمیق و استوار پی افکنده و برآورده است که این همه سیل توطئه و موج فتنه و طوفان دشمنی آن را نلرزانده است. آن جان، از تن امت جدا شد، ولی روح «ولایت فقیه »، این تن راهمچنان شاداب در مسیر همان جان و جانان، نگه داشته است. اگر عفونتی به مشام می رسد، از مردارهایی است که از این روح،جدایند! خدا را شکر که سایه ولایت بر سرماست. پروردگارا! نعمت ولایت و رهبری را از ما مگیر.