پیر شدم...
به کوچه وارد میشدم که پیر مردی از آن خارج میشد!
پیر مرد گفت نرو بن بسته!
گوش نکردم و رفتم...
بن بست بود.بر گشتم به ابتدای کوچه که رسیدم
دیدم همانند آن پیر مرد پیر شدم...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۰۹ ساعت 18:47 توسط کریم زاده
|